شبکه پرداخت «پی» تعطیل شد
سجاد چاریپور، بنیانگذار پی، در صفحه لینکدین خود اعلام کرد که پس از ۸ سال فعالیت، سرورهای این شبکه پرداخت را خاموش کرده است. او این تصمیم را نتیجه سالها تجربه، مبارزه و واقعبینی دانست و از چالشهای جدی کارآفرینی در ایران سخن گفت.
وی که ۱۴ سال در صنعت پرداخت الکترونیک فعالیت داشته، کارآفرینی را رویایی توصیف کرد که تحقق آن هزینههای گزافی از عمر، انرژی و سرمایه به همراه داشت. او در کنار موفقیتها، با حسادت، خیانت، اتهامات ناروا و فشارهای امنیتی و قضایی مواجه شد و از سوءقصد، تهدیدهای جانی، پروندهسازیهای بیاساس، تحریمها و فیلترینگ گسترده بهعنوان موانع اصلی کسبوکارهای نوآورانه یاد کرد.
چاریپور همچنین به مشکلاتش با بانک مرکزی و شاپرک اشاره کرد و گفت که این نهادها با تمام توان علیه پی پروندهسازی کردند، اما در نهایت دادگاه حکم به بیگناهی شرکت داد. او این اتفاق را آخرین نشانه برای غیرممکن بودن فعالیت در چنین فضایی دانست و تأکید کرد که اصلاح این سیستم اتلاف وقت است.
با وجود همه این چالشها، چاریپور تسلیم را بخشی از طبیعت خود ندانست و اعلام کرد که این فقط یک وقفه موقت است. او گفت: «مانند بذری که در خاک فرو میرود، منتظر گذشت زمستانم و در بهار، دوباره رشد خواهم کرد.»
سجاد چاری پور نوشت:
امروز، ۲۷ بهمن ۱۴۰۳، سرورهای پی رو بعد از ۸ سال خاموش کردم. این تصمیم نه از سر ضعف، بلکه نتیجه سالها تجربه، مبارزه و واقع بینی است.
کارآفرینی در ایران، رویایی بود که در نوجوانی به ما فروختند، اما هزینه تحقق آن، سالها از عمر، انرژی و سرمایهای بود که بی دریغ صرف کردیم.
۱۴ سال در صنعت پرداخت الکترونیک تلاش کردم، با این باور که ایران را میتوان ساخت و تلاش کردم که سهمی در پیشرفتش داشته باشم، اما حقیقت چیز دیگری بود. این مسیر برای من پر از افتخار و پیروزی بود، اما زخمهای عمیقی نیز بر روح و روانم برجای گذاشت.
در کنار دستاوردها و موفقیتهایم، با حسادت، بدگویی، خیانت و اتهامات ناروا مواجه شدم؛ چالشهایی که تنها دلیل آن پایبندی به اصول اخلاقی و تلاش برای ادامه مسیر بهصورت شرافتمندانه بوده است. از سوقصد و تهدیدهای جانی گرفته تا پروندهسازیهای بیاساس و اتلاف عمر در ساختمان های قوه قضاییه. از چالشهای تورم، نوسانات و نرخ ارز و تحریمها گرفته تا ادامه کار در وضعیت نابسامان فیلترنت پر از اختلال در ایران.
کارآفرینی در ایران، برخلاف کشورهای توسعهیافته، نه بر پایه نوآوری و رقابت سالم، بلکه در سایه روابط غیرشفاف، تعاملات ناسالم و تحمل فشارها و تهدیدهای مختلف شکل میگیرد و در این مسیر خواستههای غیرمنطقی و تصمیمات شتابزده نهادهای ناکارآمد سختی کار را چند برابر می کند. نهادهایی که نه تنها حامی پیشرفت و توسعه نیستند، بلکه به عنوان موانعی جدی در مسیر رشد و شکوفایی عمل میکنند.
بانک مرکزی با تمام توان علیه ما پرونده سازی کرد، اما پس از دو سال، دادگاه حکم به بیگناهی ما داد، چراکه هیچ مدرکی برای ادعاهای واهی hashtag#بانک_مرکزی و hashtag#شاپرک وجود نداشت. این اتفاق آخرین نشانه بود که با چنین رگولاتوری نمیتوان ساخت. خانه از پای بست ویران است، و تلاش برای اصلاح، احیا یا بازسازی اش، اتلاف وقت.
سکوت هم صنفیها و رسانه های فناوری محور، خیانت اشخاصی که در سختترین لحظات دستشان را گرفتیم و صدها اتفاق دیگر باعث نشد که مسیر و مقصدم را فراموش کنم. اما دیگر روح و جسمم خسته شده و وقت آن است که هر آنچه ساختهام را رها کنم و به خود بگویم: آیا ارزشش را داشت؟
بیش از یک دهه کار در این سیستم معیوب و آلوده، به من بینشی داد که دیگر هیچ خطری غافلگیرم نخواهد کرد. آموختم که چطور در برابر آفات بایستم و چطور زخمها را به زره تبدیل کنم. اینبار، متفاوت بازخواهم گشت. کسانی که مرا میشناسند، میدانند که تسلیم شدن در طبیعتم نیست.
شاید در ایرانِ امروز، جایی برای ادامه این مسیر نباشد، اما همچون بذری که در خاک فرو میرود، منتظر گذشت زمستانم و وقتی بهار از راه برسد، خواهید دید که این بذر، جوانه خواهد زد و به درختی تنومند تبدیل خواهد شد، درختی که دیگر هیچ طوفانی قادر به تکان دادنش نخواهد بود.
این تنها آغاز راهی است که نتیجهاش را همه خواهند دید.
گر تندباد حادثه بر جان تو افتد
سر خم مکن و صبر نما، این نیز بگذرد
دیدگاهتان را بنویسید