عطیه نوری، مدیر ارشد روابط عمومی گروه اسنپ:زنان گاهی بزرگترین مانع موفقیت خود میشوند
در سالهای اخیر، نقش زنان در اکوسیستم استارتاپی و فناوری ایران پررنگتر از گذشته شده و بسیاری از آنان توانستهاند با وجود چالشهای ساختاری و اجتماعی، مسیر حرفهای خود را با موفقیت ادامه دهند. عطیه نوری، مدیر ارشد روابط عمومی گروه اسنپ، از جمله مدیرانی است که تجربه زیستهاش میتواند روایتگر بخشی از مسیر دشوار اما الهامبخش زنان در عرصه مدیریت باشد. رسانه «ایرانیان استارتاپ» در گفتوگویی با او، به بررسی مهمترین چالشها و فرصتهای پیشروی زنان مدیر، اهمیت مهارت و شبکهسازی در پیشرفت شغلی و تأثیر تغییر نگاههای نسلی در اکوسیستم فناوری کشور پرداخته است. متن کامل این مصاحبه را در ادامه میخوانید.
بهعنوان یک مدیر زن مهمترین چالشی که در مسیر حرفهای خود تجربه کردید چه بود؟
مسیر شغلی هر شخص فارغ از جنسیت او میتواند بنابر تواناییها، فرصتها و محیطی که در آن مشغول به کار است متفاوت باشد. تصور میکنم اگر در پاسخ به این پرسش مسیر حرفهای خودم را به عنوان معیار در نظر بگیرم ممکن است ناخودآگاه موجب تقلیل دادن یا نادیده گرفتن چالشهای موجود در مسیر حرفهای زنان شوم. زنان در اجتماع ما با ترکیبی از سوگیریهای ناشی از ساختارهای نهادی و اجتماعی و فشارهای روانی ناشی از همین ساختارها مواجهاند. برای شرح و بسط این مسئله از نظریهای به نام «سقف شیشهای» وام میگیرند که استعارهای است از موانع نامرئی. زنان با هر سطح از تحصیل و مهارت ممکن است در جایی از مسیر حرفهای خود به این موانع نامرئی برخورد کنند، موانعی که دلیل آن کمبود شایستگی نیست و برآمده از سوگیریهای نهادی و اجتماعی است. این موضوع میتواند سویهی تاریکتری نیز به خود بگیرد، در این سویهی تاریکتر، زنان در مواجهه با موفقیت دچار خودتخریبی میشوند. بر اساس تحقیقات، زنان در موقعیتهای شغلی حساس و مخاطرهانگیز بیشتر ممکن است دچار این احساس شوند که موفقیتشان اتفاقی بوده و مستحق جایگاهی که در آن قرار دارند نیستند. این احساس شک به حدی میتواند اعتماد به نفس فرد را هدف بگیرد که باعث کاهش مشارکت و حتی انصراف از یک موقعیت شغلی شود.
در موفقیت یک مدیر زن بیشتر به مهارتها تکیه کردهاید یا شبکه ارتباطی؟
موفقیت در کار میتواند حاصل ترکیب چند سرمایه باشد: سرمایهی انسانی (مهارت و دانش تخصصی) که شرط بقا و توانایی رقابت در محیط حرفهای است. سرمایهی اجتماعی (شبکه ارتباطی) که امکان دسترسی به فرصتها، اطلاعات و منتورشیپ را فراهم میکند و اغلب مسیر پیشرفت را هموار میسازد. سرمایهی نمادین (اعتبار و شهرت حرفهای) که جایگاه اجتماعی فرد را تقویت میکند و موجب اعتماد بیشتر به او در نقشهای پیچیدهتر میشود.
در این بین، مهارت بهتنهایی کافی نیست؛ شبکه آن را به فرصتهای واقعی متصل میکند و اعتبار به آن وزن اجتماعی میدهد. زمانی که این سه سرمایه همزمان تقویت شوند زنان میتوانند بر موانع ساختاری غلبه کنند. در شرایط نابرابر، تقویت سرمایهی اجتماعی از طریق شبکهسازی و یافتن منتورها میتواند تا حدی جای خالی منابع نابرابر را برای زنان پر کند.
اگر قرار بود فقط یک سیاست حمایتی برای زنان وضع شود، چه چیزی را پیشنهاد میدادید؟
یکی از مهمترین اصلها «برابری فرصت» است. به طور مثال، تحقیقات در مورد سیاستهایی مثل در نظر گرفتن مرخصی برابر برای والدین زن و مرد در یک سری کشورها نشان میدهد این موضوع تا حدی بر افزایش نرخ ارتقای زنان در کار اثر گذاشته است. در این مثال، به جای در نظر گرفتن امتیاز خاص فقط شرایطی برای قرار گرفتن در زمین بازی برابر فراهم شده است.
تجربه شما از نگاههای جنسیتی در تیم، جلسات یا اکوسیستم چطور بوده؟ آیا نگاهها تغییر کردهاند یا هنوز پابرجا هستند؟
بخش زیادی از نیروی کار در اکوسیستم فناوری کشور را نسل زد تشکیل میدهد و این نسل به طور معمول کارآمدی را معیار قضاوت میداند تا جنسیت. از طرفی این تغییر نسلی بستر مناسبی برای اثرگذاری بیشتر خودآگاهی زنان فراهم کرده است. بهشخصه تجربه کردهام که آگاهی زنان به حقوق فردی و شغلیشان یک منبع قدرت محسوب میشود و خودآگاهی میتواند احتمال بازتولید تبعیض درونیشده را کاهش دهد و در نهایت زمینهی حضور فعالتر و برابرتر را فراهم کند.











دیدگاهتان را بنویسید