همبنیانگذار و مدیرعامل سابق تپسی:ورود تپسی به بورس سختترین اما درستترین انتخاب بود
میلاد منشیپور، همبنیانگذار و مدیرعامل سابق تپسی، در سخنرانی خود در تدکس دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به تجربه ورود تپسی به بورس، این مسیر را نمونهای از تعادل میان توجه به خود و مسئولیت اجتماعی دانست و گفت که انتخابهای دشوار، اگرچه پرهزینهاند، اما میتوانند به حال خوب واقعی منجر شوند.
منشیپور در توضیح نگاهش به مفهوم تعادل تاکید کرد: «تعادل توجه به خود و انرژی گذاشتن برای دیگران مهم است. ما حتما باید به خودمون بپردازیم، ولی حواسمان باشد توجه به خود انتها ندارد.»
او سپس به یکی از نقاط عطف تپسی اشاره کرد و گفت این شرکت بهعنوان اولین شرکت تکنولوژی وارد بازار سرمایه شد؛ دستاوردی که به گفته او هم برای صنعت و هم برای کشور اهمیت داشت: «ورود تپسی به بورس اتفاق مهمی بود. ما بهعنوان اولین شرکت تکنولوژی وارد بورس شدیم.»
منشیپور با صراحت از منافع طبیعی این تصمیم برای بنیانگذاران نیز صحبت کرد اما آن را تنها انگیزه این مسیر ندانست.
با این حال، او توضیح داد که تپسی در مقطعی با چند گزینه کلیدی مواجه بوده؛ از جمله ادغام با رقیب یا فروش و اگزیت، اما تیم مدیریتی مسیر سختتری را برگزیده است: «بین گزینهها سختترین روش را انتخاب کردم. چرا؟ چون درستترین راه بود.»
تپسی را به بورس بردیم تا صنعت تکنولوژی در خفقان نماند
او دلیل «درست بودن» این تصمیم را فراتر از یک انتخاب تجاری توصیف کرد و آن را به وضعیت اکوسیستم فناوری کشور پیوند زد: «نمیشود کشوری که مهمترین صنعتش این روزها تکنولوژی است، تو حالت خفقان بماند. این مسیر باید باز میشد.»
منشیپور در جمعبندی این بخش از سخنانش گفت که همین ترکیب «توجه به خود» و «به فکر دیگران بودن» توانسته حال او را بهتر کند: «این از نظر من تعادل بین انرژی برای خود و به فکر دیگران بودن است و اینکه بتوانم این کار را کنم، حال من را خوب میکرد.»
سخنان منشیپور در تدکس شریف، در ادامه روایتهای او درباره زیست حرفهای در اکوسیستم فناوری ایران، بر این محور استوار بود که موفقیت پایدار نه صرفا نتیجه سود شخصی، بلکه حاصل انتخابهای مسئولانه در بزنگاههای دشوار است.
همبنیانگذار و مدیرعامل سابق تپسی، در سخنرانی خود با روایت مسیر شخصی و حرفهایاش تاکید کرد که «رها کردن» در بیشتر مواقع راهحل نیست و حال خوب، برخلاف تصور رایج، از مسیر «تلاش، رشد و واقعبینی» به دست میآید نه از تغییرهای ضربتی و فرار از سختیها.
رها نکردن در نخستین بحرانها
منشیپور با بیان نخستین تجربههای کاری خود در سنین جوانی گفت که سال ۱۳۸۳ و پس از خرید یک «پژو ۲۰۶ قسطی» برای مادرش، بهطور اتفاقی در یک شرکت نفتی خارجی در تهران استخدام شد، اما پس از شش ماه به دلیل خروج شرکتهای خارجی از ایران، کارش را از دست داد.

او توضیح داد: «خیلی استرس داشتم. فکر میکردم همهچیز بههم میریزد. نزدیک بود ماشین را پس بدهم و یک کار عادی بگیرم. اما تصمیم گرفتم رها نکنم و میلادی بسازم که ارزشمندتر باشد؛ کسی که به این راحتی نتوان اخراجش کرد.»
او میگوید همین تصمیم نقطه تغییر مسیرش شد: «از مهندسی فاصله گرفتم، MBA خواندم و وارد مسیر جدیدی شدم. خیلی نزدیک بودم که جا بزنم اما ندادم.»
تجربه مهاجرت؛ سختی دیدهشدن در محیطی نابرابر
مدیرعامل سابق تپسی در بخش دیگری از سخنانش به دوره مهاجرت و کار در شرکتهای مشاوره بینالمللی اشاره کرد؛ محیطهایی که آن را «کاملا متفاوت» توصیف کرد: «در تورنتو و شیکاگو وارد شرکتهایی شدم که معمولا کسانی در آنها کار میکنند که مدرسه خصوصی رفتهاند، پولدارند یا هاروارد بودهاند. من تنها مهاجر نسل اول بودم. از روستا به تهران و بعد به پاریس رسیده بودم.»
او با یادآوری احساس «خفگی» در آن دوران ادامه داد: «گاهی میتوانستم کاری را انجام دهم ولی دیده نمیشد. اما رها نکردم. بیشتر کار کردم و تلاش مضائفی گذاشتم. اگر آن زمان رها میکردم، اعتمادبهنفسم برای سالها از بین میرفت.»
منشیپور میگوید نتیجه پافشاریاش رسیدن به جایگاه مدیریت در همان شرکتها بود: «امروز ۹۵ درصد چیزهایی که درباره کسبوکار میدانم را از همان دوران یاد گرفتهام.»
قبول کنیم نقطه شروعمان متفاوت است
او در ادامه سخنرانی بر اهمیت واقعبینی تأکید کرد: «باید قبول کنیم نقطه شروع ما کنترلنشده و متفاوت است؛ خانواده، کشور، شرایط. اما روی یک چیز کنترل داریم: تلاش.»
منشیپور توضیح داد که وقتی واقعیتهای زندگیاش را پذیرفت، حالش بهتر شد: «تصمیم گرفتم از چیزی که هست خوشم بیاید. فهمیدم این تصویر اینستاگرامی از زندگی واقعی نیست. من ایرانیام و این واقعیت است.»
حال خوب از درون میآید، نه امکانات بیرونی
او با اشاره به برداشتهای اشتباه درباره خوشبختی گفت: «پول و رفاه تا یک حدی ضروری است، از آن بالاتر دیگر ارتباطش با حال خوب قطع میشود. آدمهایی را دیدهام که پنتهاوس دارند و تحصیلکردهاند اما حال درونشان خوب نیست.»
تعادل بین توجه به خود و مسئولیت اجتماعی
منشیپور گفت شادی و رهایی یک «فرایند جمعی» است نه فردی: «انسان نمیتواند در فلوریدا بنشیند، صبح یوگا برود و درحالیکه جای دیگر دنیا آدمها از گرسنگی میمیرند، به آرامش کامل برسد.»
او اضافه کرد که رها کردن به معنای مهاجرت نیست، بلکه «بیتفاوت شدن» است: «وقتی از ایران رفتم برنامهای برای برگشت نداشتم. اما یک جایی نشستم فکر کردم آخر عمرم چه سناریویی من را بیشتر خوشحال میکند؟ دیدم میخواهم برای کشورم انرژی بگذارم؛ بدون دلیل منطقی.»
رشد درد دارد، اما حال خوب از همان جا میآید
در پایان، او مفهوم حال خوب را اینگونه توصیف کرد: «حال خوب یک نقطه نیست؛ یک تلاش هرروزه است. چون رشد یک اتفاق دائمی است و همراه با درد. من امروز باید با دیروزم مقایسه کنم؛ ببینم آیا تلاش کردهام که انسان توانمندتری بشوم؟»











دیدگاهتان را بنویسید