فرشاد جعفرپور، دبیر انجمن فضای کار اشتراکی ایرانناهماهنگی ساختارهای سنتی با فضای کار اشتراکی، بزرگترین مانع رشد استارتاپها در ایران است
چالشهای ساختارهای سنتی با فضای کار اشتراکی، مشکلات بیمهای و مالیاتی، ورود هلدینگهای بزرگ به این حوزه و تأثیر بحرانهای اخیر مانند تعطیلیها بر فعالیت فضاهای کار اشتراکی، موضوعاتی است که این روزها فعالان اقتصاد دانشبنیان و نوآوری را درگیر کرده است. در گفتوگوی ایرانیان استارتاپ با فرشاد جعفرپور، دبیر انجمن فضای کار اشتراکی ایران، به بررسی دقیق این مسائل و ارائه راهکارهای پیشرو پرداختهایم. متن کامل گفتوگو را در ادامه میخوانید.
ناهماهنگی تأمین اجتماعی، مانع بزرگ رشد فضای کار اشتراکی و نوآوری
با توجه به اینکه معاونت علمی ریاستجمهوری در نامه خود تأکید کرده ساختار سنتی تأمین اجتماعی با مدلهای نوین اقتصاد دانشبنیان و فضای کار اشتراکی همخوانی ندارد، به نظر شما این ناهماهنگی چه چالشهایی برای توسعه فضاهای کار اشتراکی و کسبوکارهای نوآور در کشور ایجاد کرده است؟
وقتی ساختارهای سنتی مثل تأمین اجتماعی با مدلهای نوین اقتصاد دانشبنیان و فضای کار اشتراکی هماهنگ نباشند، بسیاری از افراد حتی پیش از شروع کار دچار تردید و ترس میشوند. این ترس از مواجهه با پیچیدگیها و ناهماهنگیهای اداری باعث میشود خیلیها عطای ایجاد فضای کار اشتراکی را به لقایش ببخشند.
نتیجهاش روشن است: کمبود فضاهای کار اشتراکی در کشور، که به معنی کاهش دسترسی کارآفرینان و تیمهای نوآور به زیرساخت مناسب است. این کمبود مستقیم به رشد کارآفرینی و توسعه اقتصاد دانشبنیان ضربه میزند. اگر دولت به دنبال تحقق شعارهای حمایت از نوآوری است، اولین گامش باید اصلاح همین ناهماهنگیهای ساختاری باشد، تا به جای دلسرد کردن فعالان، آنان را به سرمایهگذاری و ایجاد زیرساختهای نوین تشویق کند.
تدوین دستورالعمل شفاف و بهروز برای شناسایی ماهیت واقعی فضاهای کار اشتراکی امری ضروری است
یکی از موضوعات ذکرشده، تلقی اشتباه تمام افراد حاضر در فضای کاراشتراکی بهعنوان کارکنان یک شرکت واحد از سوی تأمین اجتماعی است. این نگاه چه پیامدها و مشکلات عملی برای کاربران این فضاها و مدیریت آنها به همراه داشته و چه راهکاری را برای اصلاح آن پیشنهاد میکنید؟
این نگاه اشتباه که همه افراد حاضر در یک فضای کار اشتراکی را کارکنان یک شرکت واحد فرض میکند، عملاً ریشه بسیاری از دردسرهاست. وقتی تأمین اجتماعی با این تصور وارد میشود، مدیران فضاهای کار با پروندهسازیهای غیرمنطبق با واقعیت، جریمهها و پیگیریهای طولانیمدت مواجه میشوند. از سوی دیگر، کاربران هم حس ناامنی پیدا میکنند؛ چرا باید صرفاً به خاطر استفاده از یک میز یا اتاق مشترک، تحت فشار قوانین استخدامی قرار بگیرند که اصلاً شامل حالشان نمیشود؟
پیامد این وضعیت، فرار سرمایهگذاران و کارآفرینان از ایجاد یا توسعه فضاهای کار اشتراکی است. هرچه این فضاها کمتر شوند، فرصت رشد برای تیمهای نوپا و استارتاپها هم محدودتر میشود، و این یعنی ضربه مستقیم به حوزه کارآفرینی، اکوسیستم نوآوری و اقتصاد دانشبنیان کشور.
راهحلش روشن است: تدوین دستورالعمل شفاف و بهروز برای شناسایی ماهیت واقعی فضاهای کار اشتراکی و کاربران آن، با مشارکت مستقیم صنف تخصصی این حوزه. تا وقتی که قوانین از پشت میز و بدون شناخت واقعی از این مدل نوشته شوند، مشکل ادامه خواهد داشت.
لغو کسر ۱۷ درصد بیمه از فاکتورهای خدمات فضای کار اشتراکی، منجر به توسعه این فضاها خواهد شد
در نامه به موضوع کسر ۱۷ درصد بیمه از فاکتورهای خدمات فضای کار اشتراکی اشاره شده است. این مسئله چه تأثیری بر هزینهها و مدل کسبوکار فضاهای کار اشتراکی گذاشته و رفع آن تا چه حد میتواند اکوسیستم نوآوری را در کشور تقویت کند؟
کسر ۱۷ درصد بیمه از فاکتورهای خدمات فضای کار اشتراکی، عملاً فشار مالی مضاعفی بر مدل کسبوکار این فضاها وارد میکند. این هزینه اضافی یا باید توسط مدیران پرداخت شود یا به مشتری منتقل گردد که در هر دو حالت، جذابیت و پایداری فضاهای کار کاهش مییابد.
در عمل، این فشار باعث افزایش قیمت خدمات یا کاهش کیفیت آنها میشود که نهایتاً تیمهای نوپا و استارتاپها را تحت تأثیر قرار میدهد. کاهش تعداد فضاهای کار فعال، محدود شدن دسترسی کارآفرینان به زیرساخت مناسب و کند شدن رشد اکوسیستم نوآوری، پیامدهای بلندمدت این سیاست خواهد بود.
لغو کسر ۱۷ درصد بیمه از فاکتورهای خدمات فضای کار اشتراکی، نهتنها به پایداری و توسعه این فضاها کمک میکند، بلکه پیام روشنی به اکوسیستم نوآوری میدهد که دولت در مسیر حمایت واقعی از نوآوری حرکت میکند. این اصلاح ساده اما موثر میتواند دهها فضای کار و صدها تیم نوپا را از فشار مالی غیرضروری رها سازد و زمینهساز رشد بیشتر کسبوکارهای دانشبنیان شود.
ورود هلدینگهای بزرگ به فضای کار اشتراکی را چگونه ارزیابی میکنید و این حضور چه تأثیری بر بازار خواهد گذاشت؟
ورود هلدینگهای بزرگ به فضای کار اشتراکی، نقطه عطفی است که میتواند ساختار این بازار نوظهور را به کلی متحول کند. با منابع مالی گسترده و دسترسی به فناوریهای پیشرفته، هلدینگها قادرند زیرساختهایی با کیفیت و استاندارد جهانی فراهم کنند که نه تنها جذابیت فضای کار را برای نیروی انسانی مستعد افزایش میدهد، بلکه زمینهای برای پرورش و شکوفایی خلاقیت و نوآوری فراهم میآورد. این فضاها فراتر از یک محل کار، به مراکز تبادل دانش و همکاری بین تیمها تبدیل میشوند که در آنها ایدهها به سرعت شکل گرفته و به محصولاتی با ارزش تبدیل میشوند.

بازار فضای کار اشتراکی بسیار گسترده و متنوع است و مخاطبان آن طیف وسیعی را شامل میشود؛ از دانشجوی جوان و مشتاق که تازه قدم به دنیای کار گذاشته، تا نیروی متخصص و باتجربهای که به دلایل گوناگون این نوع فضای کاری را انتخاب کرده است. این تنوع نشاندهنده پتانسیل عظیم این بازار است، اما در عین حال چالشی جدی برای ایجاد بستری فراهم میکند که بتواند پاسخگوی نیازهای متفاوت این گروهها باشد.
نکته کلیدی و حیاتی این است که توسعه این فضاها باید در چارچوبی صورت گیرد که امکان رقابت سالم و فرصت برابر برای همه بازیگران (چه استارتاپهای کوچک و چه هلدینگهای بزرگ ) فراهم باشد. تنها در چنین اکوسیستمی است که فضای کار اشتراکی میتواند به موتور محرک واقعی رشد اقتصاد دانشبنیان و نوآوری در کشور تبدیل شود، جایی که ظرفیتهای انسانی به بهترین شکل به خدمت گرفته میشوند و آیندهای روشن برای اقتصاد کشور رقم میخورد.
ورود هلدینگهای بزرگ به فضای کار اشتراکی به شرط عدم ایجاد انحصار، حیاتی است
آیا حضور هلدینگهای بزرگ میتواند رقابت را برای فضاهای کار اشتراکی کوچکتر سختتر کند؟ راهکار شما برای حفظ رقابت سالم چیست؟
طبق آخرین مطالعات و تحلیلها ، تقاضای فضای کار اشتراکی در کشور حدود ۲۰ برابر ظرفیت فعلی است که این رقم به وضوح پتانسیل عظیم رشد و توسعه این بازار را نشان میدهد. این فاصله بزرگ بین عرضه و تقاضا فرصتی بینظیر برای همه بازیگران بازار (از استارتاپهای کوچک تا هلدینگهای بزرگ) فراهم کرده است تا بتوانند در این فضای پررونق سهم خود را گسترش دهند.
من رشد واقعی و پایدار را در رقابت میبینم؛ رقابتی که به ارتقای کیفیت خدمات، نوآوری در مدلهای کسبوکار و افزایش رضایت مخاطبان منجر میشود. حضور هلدینگهای بزرگ با سرمایه و امکانات گسترده، میتواند سطح استانداردها را به شکل قابل توجهی ارتقا دهد و فضای کار اشتراکی را به محیطی حرفهایتر و جذابتر برای نیروی انسانی مستعد تبدیل کند. این اتفاق در نهایت به نفع کل اکوسیستم است، زیرا بازار را به سمت بلوغ و توسعه پایدار هدایت میکند.
با این حال، چالش اصلی حفظ تعادل و ایجاد شرایطی است که امکان رقابت سالم برای همه فعالان (از کوچکترین فضاها تا بزرگترین هلدینگها) فراهم باشد. بدون وجود چارچوبهای حمایتی و مقررات شفاف، خطر انحصار و محدود شدن فرصتها برای بازیگران کوچک و نوآور وجود دارد که میتواند به کلیت اکوسیستم آسیب بزند.
تعطیلی ۱۲ روزه جنگ؛ ضربهای ساختاری به اکوسیستم فضاهای کار اشتراکی وارد کرد
تعطیلی ۱۲ روزه به دلیل جنگ، چه تاثیر مستقیمی بر فعالیت و پایداری فضاهای کار اشتراکی داشته است؟
در بازه تعطیلی دوهفتهای ناشی از جنگ، بسیاری از فضاهای کار اشتراکی در تهران یا تعطیلی چند روزه را تجربه کردند و یا به دلیل کاهش چشمگیر مخاطب، عملاً فعالیت محدودی داشتند. با این وجود، فضاهای کار اشتراکی در شهرستانها شاهد افزایش چشمگیر تقاضا بودند؛ چرا که بسیاری از افرادی که به دلایل امنیتی و شرایط اضطراری تهران را ترک کردند، برای ادامه فعالیتهای حرفهای خود ناچار به یافتن فضای کاری مناسب شدند. به همین ترتیب، این فضاها به عنوان پناهگاهی اقتصادی و اجتماعی برای حفظ استمرار کسبوکار و کارآفرینی در شرایط بحرانی عمل کردند.
پس از پایان این دوره ، اکوسیستم فضای کار اشتراکی کشور با شوکی ساختاری مواجه شد که همچنان آثار آن به طور کامل مرتفع نشده است. این شوک ناشی از اختلال در روند عادی کسبوکارها، تغییرات عمیق در رفتار کاربران، تعدیل گسترده نیروی کار و تبدیل بخش قابل توجهی از کارمندان به فریلنسرهایی است که ناچار به فعالیت مستقل و پراکنده شدهاند. این تحولات، نیاز مبرم به بازسازی اعتماد، انگیزه و ایجاد ثبات در فضای کار اشتراکی را دوچندان کرده است.
بر این اساس، انتظار میرود دولت و به ویژه معاونت علمی ریاستجمهوری، با درک عمیق و راهبردی از اهمیت این فضاها، حمایتهای هدفمند و تسهیلگرانه خود از این زیستبوم و فعالین آن را در اولویت قرار دهند تا اکوسیستم فضای کار اشتراکی بتواند با توان و سرعت لازم از این شوک عبور کند و نقش کلیدی و بیبدیل خود را در توسعه اقتصاد دانشبنیان، رشد کارآفرینی و ارتقاء نوآوری در کشور بازیابی نماید.
توسعه زیرساختها و خدمات فضاهای کار اشتراکی در سراسر کشور باید به یک اولویت راهبردی تبدیل شود
اگر بحرانهایی مانند تعطیلی ناشی از جنگ دوباره رخ دهد، چه تمهیداتی برای استمرار فعالیت فضاهای کار اشتراکی و کارخانههای نوآوری در نظر دارید و مهمترین مطالبات شما از دولت و نهادهای مسئول در چنین شرایطی چیست؟
تجربه بحرانهای اخیر نشان داد که فضاهای کار اشتراکی، بیش از هر زمان دیگری، نقش حیاتی و کلیدی در حفظ پویایی و استمرار فعالیتهای اقتصادی و نوآورانه در کشور دارند. این فضاها نه تنها به عنوان پناهگاهی برای فعالان و کارآفرینان در شرایط سخت عمل کردند، بلکه ظرفیت بالایی برای تسهیل همکاریهای خلاقانه و توسعه کسبوکارها فراهم آوردند.
با توجه به این اهمیت، توسعه زیرساختها و خدمات فضاهای کار اشتراکی در سراسر کشور باید به یک اولویت راهبردی تبدیل شود. در این مسیر، معاونت علمی ریاستجمهوری به عنوان متولی اصلی توسعه اقتصاد دانشبنیان، وزارت کار با تمرکز بر ایجاد فرصتهای اشتغال و حمایت از نیروی کار و وزارت ارتباطات با مسئولیت توسعه زیرساختهای فناورانه و دیجیتال، نقش تعیینکنندهای دارند.
انجمن فضاهای کار اشتراکی ایران با تمرکز بر دو حوزه کلیدی، نخست فعالسازی ظرفیتهای بالقوه برای توسعه فیزیکی فضاهای کار اشتراکی در سطح کشور و دوم جذب حمایتهای ویژه برای فریلنسرها، انتظار دارد معاونت علمی بهسرعت وارد عمل شده و با ارائه حمایتهای هدفمند، بستر لازم برای رشد و تابآوری پایدار اکوسیستم نوآوری را فراهم آورد.











دیدگاهتان را بنویسید