علیاکبر گلشنی، مدیر تحول دیجیتال بیمه دی:اکوسیستم اینشورتک ایران در مسیر بلوغ تدریجی قرار دارد
مانند بسیاری از صنایع زیرساختی، صنعت بیمه ایران نیز موضوعی ساده نیست و فهم آن بدون در نظر گرفتن پیوند میان سیاستگذاری، ساختار بازار و منطق اداره ممکن نیست. اگرچه ریشههای تاریخی این صنعت قابل چشمپوشی نیست، اما آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، تأثیر همان تصمیمها بر وضعیت فعلی بازار بیمه و مسیر تحول آن است؛ مسیری که همچنان زیر سایه نوع مالکیت، میزان مداخله دولت و الگوی تنظیمگری تعریف میشود.
پیش از آنکه تحول دیجیتال بهعنوان یک ضرورت جدی وارد ادبیات صنعت بیمه شود، پرسشهای بنیادینتری درباره نقش دولت، حدود رقابت و شیوه اداره بازار مطرح بوده است. این پرسشها همچنان زندهاند و مستقیماً بر امکان یا عدم امکان نوآوری، همکاری با استارتاپها و شکلگیری اینشورتک اثر میگذارند. منطق حاکم بر فعالیت شرکتهای بیمه، حتی در مواجهه با فناوریهای نو، بیش از آنکه فناورانه باشد، محصول همین ساختارها و تصمیمهای کلان است.
آشفتگی در بسیاری از موارد، زمینه پیدایش نوآوری را فراهم میکند. اکوسیستم نوآوری ایران در ساختاری شکل گرفته که شرایط خاص تاریخی آن، مقایسه و ارزیابی را به امری دشوار تبدیل کرده است. این آشفتگی در صنعت بیمه و بهطور مشخص در حوزه اینشورتک ایرانی، زمانی معنا پیدا میکند که بدون حل چالشهای ساختاری و رگولاتوری، انتظار تحقق تحول دیجیتال وجود داشته باشد. با این حال، آنچه به نظر میرسد این است که اینشورتک در ایران رشد متناسبی را تجربه نکرده است؛ سیستمی که گاهی بهصورت اغراقآمیز رشد کرده و گاهی به حاشیه رانده شده است.
در هر صورت، ارزیابی اینشورتک ایرانی نیازمند بحثی گستردهتر است. برای ترسیم تصویری کلی از وضعیت این حوزه، علیاکبر گلشنی، مدیر تحول دیجیتال بیمه دی، در گفتوگویی اختصاصی با «ایرانیان استارتاپ» برداشت خود را از شرایط موجود ارائه کرده است. او در این گفتوگو به چالشهای کلان اینشورتک پرداخته و از نیازهای ضروری آن سخن گفته است.
اکوسیستم اینشورتک ایران در مسیر بلوغ تدریجی قرار دارد
با توجه به تجربه شما در اکوسیستم فناوری مالی، روند فعلی اینشورتک در ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر بخواهم واقعبینانه نگاه کنم، اینشورتک در ایران از مرحله «شعار و هیجان اولیه» عبور کرده، اما هنوز به مرحله «خلق ارزش پایدار» نرسیده است. در سالهای اخیر، رشد قابل توجهی در لایههای فروش آنلاین، مقایسهگری و تجربه کاربری دیده شده، اما در لایههای عمیقتر مانند هستههای بیمهای، قیمتگذاری پویا، مدیریت ریسک، ارزیابی خسارت هوشمند و یکپارچگی داده، هنوز حرکت جدی و نظاممندی شکل نگرفته است.
دیجیتالی شدن زمانی معنا پیدا میکند که در فرآیندهای اصلی بیمهگری اثر بگذارد، نه صرفاً در ویترین فروش. از همین رو میتوان گفت اکوسیستم اینشورتک ایران در مسیر «بلوغ تدریجی» قرار دارد، اما همچنان نیازمند تغییر نگاه از پروژهمحوری به تحول فرآیندمحور است.
در برخی موارد، استارتاپها بیشتر پیمانکار دیده میشوند تا شریک نوآوری
در تعامل با استارتاپها، بزرگترین چالشهای شرکتهای بیمه سنتی برای دیجیتالی شدن چیست و چه راهکارهایی پیشنهاد میکنید؟
یکی از مهمترین چالشهای شرکتهای بیمه سنتی در مسیر دیجیتالی شدن، عدم همراستایی ساختارها و فرآیندهای داخلی با مدل کاری استارتاپهاست. شرکتهای بیمه ذاتاً با رویکرد ریسکمحور، تصمیمگیریهای چندلایه و حساسیتهای نظارتی فعالیت میکنند، در حالی که استارتاپها بر سرعت، آزمونوخطا و توسعه چابک متکیاند. این تفاوت، همکاری مؤثر را دشوار میکند.
چالش دوم، زیرساختهای فناوری و هستههای بیمهای قدیمی است. بسیاری از این سیستمها برای تعامل باز و APIمحور طراحی نشدهاند و همین مسئله باعث میشود پیادهسازی راهکارهای دیجیتال یا بسیار زمانبر شود یا اساساً به مرحله اجرا نرسد.
موضوع سوم به مدل همکاری و نگاه تجاری بازمیگردد. در برخی موارد، استارتاپها بیشتر بهعنوان پیمانکار دیده میشوند تا شریک نوآوری؛ در نتیجه، انگیزه، خلاقیت و امکان رشد بلندمدت آنها محدود میشود.
برای عبور از این چالشها، چند اقدام کلیدی ضروری به نظر میرسد: نخست، تفکیک فضای نوآوری از عملیات جاری شرکتهای بیمه و ایجاد تیمهای کوچک با اختیارات مشخص برای همکاری با استارتاپها. دوم، تعریف چارچوبهای شفاف همکاری که در آن نقشها، سهم ارزش و مسیر توسعه بهروشنی مشخص باشد. و سوم، تمرکز بر حل مسائل واقعی صنعت بیمه، مانند کاهش هزینه، بهبود تجربه مشتری و افزایش دقت در ارزیابی ریسک، بهجای استفاده صرف از فناوریهای مد روز و قرار دادن آنها در ویترین شرکت یا محدود شدن به طرح موضوعات خبری.
تجربه نشان داده است هر جا این نگاه واقعگرایانه حاکم بوده، همکاری با استارتاپها از سطح پروژههای نمایشی فراتر رفته و به خلق ارزش عملیاتی منجر شده است.
آینده متعلق به استارتاپهایی است که خود را بخشی از زنجیره ارزش تعریف کنند؛ نه جایگزین آن
استارتاپهای اینشورتک با چه مشکلاتی مواجهاند که مانع تبدیل شدن آنها به بازیگران اصلی بازار میشود؟
بزرگترین چالش استارتاپهای اینشورتک در ایران، فاصله میان ایده فناورانه و منطق بیمهگری است. بسیاری از آنها مسئله را بهدرستی تشخیص میدهند، اما الزامات فنی، حقوقی، رگولاتوری و عملیاتی صنعت بیمه را دستکم میگیرند.
از سوی دیگر، دسترسی محدود به دادههای واقعی بیمهای، وابستگی شدید به یک یا دو شرکت بیمه و نبود مدل درآمدی پایدار، مقیاسپذیری این استارتاپها را با محدودیت مواجه میکند.
به نظر من، آینده متعلق به استارتاپهایی است که در کنار فناوری، دانش بیمهای و صبر سازمانی داشته باشند و خود را بخشی از زنجیره ارزش صنعت تعریف کنند، نه جایگزین آن. برخی از استارتاپهای بزرگ حوزه بیمه نیز به این واقعیت پی بردهاند و تلاش میکنند در همین مسیر حرکت کنند.
آینده اینشورتک، کمسروصداتر اما اثرگذارتر خواهد بود
با توجه به روندهای جهانی و تجربه داخلی، چشمانداز پنج تا ده سال آینده اینشورتک ایران را چگونه میبینید؟
در افق پنج تا ده ساله، به نظر میرسد اینشورتک ایران از «استارتاپ مستقل» به سمت ارائه راهکارهای یکپارچه در دل شرکتهای بیمه حرکت خواهد کرد.
تمرکز اصلی از فروش آنلاین به سمت قیمتگذاری مبتنی بر داده، پیشگیری از خسارت، شخصیسازی محصولات و مدیریت هوشمند ریسک خواهد رفت. به احتمال زیاد، بازیگران اصلی بازار شرکتهایی خواهند بود که بتوانند داده را به دارایی راهبردی تبدیل کنند، همکاری مؤثری میان بیمه، بانک، سلامت و فناوری شکل دهند و تحول دیجیتال را نه بهعنوان پروژه، بلکه بهعنوان مدل کسبوکار بپذیرند.
بهطور خلاصه، آینده اینشورتک ایران کمسروصداتر، اما عمیقتر، بالغتر و اثرگذارتر خواهد بود.











دیدگاهتان را بنویسید