مدیر سرمایهگذاری هلدینگ برسامتک:بسیاری از فاندرها مانند گذشته، پای کسبوکارشان نمیایستند
جواد میرزایی، مدیر سرمایهگذاری هلدینگ برسامتک، در گفتوگوی اختصاصی با «ایرانیان استارتاپ» میگوید که اکوسیستم استارتاپی ایران در سالهای اخیر با افت محسوس کیفیت تیمها، کاهش تابآوری بنیانگذاران و محدودتر شدن منابع سرمایهگذاری مواجه شده است؛ روندی که بهگفته او تحتتأثیر مهاجرت نیروهای نخبه، کمبود روایتهای موفق و نوسانات شدید اقتصادی تشدید شده است. متن کامل مصاحبه ما با او را در ادامه میخوانید:
برسامتک نقشه سرمایهگذاری خود را بازتعریف میکند
آقای میرزایی تا به امروز تمرکز سرمایهگذاریهای برسامتک بیشتر روی چه حوزههایی بوده؟
عمده سرمایهگذاریهای ما تا امروز در حوزه «هاردتک» بوده. چند حوزه اصلی هم داشتهایم؛ از جمله سلامت، آب و محیطزیست، امنیت غذایی و مواد پیشرفته. البته سهم حوزه سلامت در پرتفوی ما بیشتر است؛ یعنی یک طیف از سرمایهگذاریها داریم از شرکتهای دارویی تا آرایشیبهداشتی، مکملها و همینطور تجهیزات پزشکی.
در این پرتفوی، خروج هم داشتهاید یا هنوز عمدتاً نگهداری میکنید؟
در این طیف سرمایهگذاریها، بخشی از شرکتها را همچنان داریم، اما چند خروج موفق هم داشتهایم.
گفتید عمده سرمایهگذاریها هاردتک بوده؛ این رویکرد همچنان ادامه دارد یا تغییر کرده؟
رویکردمان یک مقدار تغییر کرده. از ۱۴۰۳ به بعد، بیشتر به سمت کو-اینوست (Co-invest) رفتیم و تا امروز هم یکی دو مورد کو-اینوست انجام دادهایم.
نمونه مشخصش را میتوانید بگویید؟
یکی از سرمایهگذاریهای ما روی یک شرکت در حوزه سلامت است؛ «راهکار سلامت» که در حوزه درمان ناباروری فعالیت میکند و مکملهای درمان ناباروری تولید میکند. در این مورد یک کو-اینوست با یکی از انجلها داشتیم و یک کو-اینوست هم با مجموعه همآوا انجام دادیم.
درباره همآوا مشخصاً در چه مرحلهای است؟
سرمایهگذاری با همآوا در مرحله سید (Seed) است و کارها در حال جلو رفتن است. فکر میکنم هر دو سرمایهگذاری به نتایج خوبی برسند.
«راهکار سلامت» دقیقاً چه محصولی دارد؟
این شرکت یک مکمل با پایه گیاهی تولید میکند که از یکی از گیاههای بومی فلات مرکزی عصارهگیری و فرآوری میشود و به شکل مکمل درمیآید. این محصول روی درمان ناباروری مردان و زنان اثر دارد.
پلتفرمهای جدید جای هاردتک را میگیرند؛ یک پروژه در سلامت و یکی در خودرو
برنامهتان برای سرمایهگذاریهای جدید چیست؟ مورد جدید هم در مسیر دارید؟
بله. تقریباً یک کیس دیگر هم داریم که نهایی شده و حتی همین امروز بخشی از قراردادش امضا شد. یکی دو کیس دیگر هم خیلی نزدیک به قرارداد هستند و فکر میکنم طی حدود یک ماه آینده یکی از آنها هم به سرمایهگذاری برسد. دو سه کیس جدی دیگر هم داریم که احتمالاً حداقل یکی تا پایان سال منجر به قرارداد میشود.
یعنی جمعبندیتان این است که تا پایان سال، دو سرمایهگذاری قطعی خواهید داشت؟
تقریباً بله؛ دو مورد نهایی است و احتمالاً یکی دیگر هم اضافه میشود.
این سرمایهگذاریهای جدید در چه حوزههایی هستند؟
میرزایی: هر دو پلتفرمی هستند؛ یعنی مثل قبل «هاردتک» نیستند. یکیشان شاید در راستای زنجیره سلامت ما باشد و حتی بعداً بتوانیم در گردشگری سلامت هم از آن پلتفرم استفاده کنیم. مورد دیگر هم بیشتر در حوزه خودرو است، در حد کارشناسی خودرو و خدمات مرتبط.
از نگاه شما مشکل اصلی کند شدن سرمایهگذاری در اکوسیستم از کجاست؛ رگولاتور، بازار سرمایه، سیاستگذاری یا خود تیمهای استارتاپی؟
من فکر میکنم یکی از نشانههای مهم تغییر اکوسیستم این است که رفتهرفته کیفیت تیمها پایین آمده؛ بخشی از آن به مهاجرت نیروهای نخبه برمیگردد. از طرف دیگر، چون داستانهای موفق و تجربههای مثبت در اکوسیستم کمتر بازگو میشود، یک نوع سرخوردگی به وجود آمده است. واقعیت این است که چند سال پیش کیفیت تیمها بهتر از چیزی بود که امروز میبینیم.
از سمت دیگر، کمبود نقدینگی هم جدی است و تابآوری پایین آمده؛ بعضی فاندرها دیگر مثل قبل پای کسبوکارشان نمیایستند. نوسانات اقتصادی هم اثر مستقیم دارد.
در این میان، آیا از سمت سیاستگذار یا نهادهای حمایتی، اقدام مؤثری برای بهبود مسیر سرمایهگذاری دیدهاید؟
بله، یکسری کارهای مثبت رخ داده؛ مثلاً در حوزه سرمایهگذاری، بحث تأسیس CVCها تا حدی به بازار جان داده و از آن طرف بعضاً مسیر اگزیتها را راحتتر کرده یا برخی شرکتها توانستهاند IPO شوند؛ اما اگر بخواهم بگویم یک حرکت عظیم و اثرگذار اتفاق افتاده، خیر این اتفاق نیفتاده است.
سه مانع کلیدی برای جان گرفتن دوباره VCها
اگر قرار باشد سه مانع اصلی را نام ببرید که باعث شده VCها و سرمایهگذاری جسورانه صورت نگیرد، آنها چیست؟ و اگر قرار باشد یک یا دو تغییر کلیدی رخ دهد، چه تغییراتی است؟
من سه محور را پررنگ میبینم:
۱) گره اگزیت و سرمایههای قفلشده
بهنظر من یک مسئله جدی، خروج VCها و سرمایهگذاریهایی است که انجام شده اما قفل مانده. اگر VC بتواند اگزیتهای مناسب داشته باشد، پول دوباره به چرخه سرمایهگذاری برمیگردد.
۲) محدود شدن منابع و محافظهکاری VCها
منابع VCها محدود شده و به همین خاطر دستبهعصاتر حرکت میکنند. سختگیرتر شدهاند و سرمایهگذاری به آن راحتی قبل انجام نمیشود یا فرایند خیلی طولانی میشود؛ چون تلاش میکنند سطح ریسک را پایین بیاورند.
۳) چالش اجرایی اعتبار مالیاتی و جذابیت CVCها
فلسفه این بود که سرمایهگذارها خصوصاً CVCها با سرمایهگذاری روی تیمها و توسعه زنجیره ارزش صنعتی خودشان، در ازای سرمایهای که تزریق کردهاند، از آن طرف اعتبار مالیاتی دریافت کنند. اما اگر شفاف و قابل اتکا نباشد، جذابیت برای ورود بازیگران جدید کم میشود و PVCهای جدید هم کمتر شکل میگیرند.
نوسانات ارزی؛ ریسکی که مذاکره را فرسایشی میکند
جدا از ساختارهای سرمایهگذاری، شرایط کلان اقتصاد چه اثری روی فرایند ارزیابی و تزریق سرمایه دارد؟
من نبود ثبات اقتصادی و سیاسی را یکی از عوامل افزایش ریسک سرمایهگذاری میدانم و نوسانات ارز حتی منطق زمانبندی سرمایهگذاری را بر هم زده است. شما وارد فرایند ارزیابی میشوید و چند ماه طول میکشد تا به نتیجه برسید. اما در همین چند ماه نوسانات ارزی آنقدر شدید است که موقع تزریق سرمایه میبینید ارزشگذاری و شرایط تیم کاملاً تغییر کرده. عملاً برنامهریزی سخت شده چون شرایط کشور نابسامان است.











دیدگاهتان را بنویسید