یادداشت تحلیلی | حسین موسوی، موسس و مدیر آژانس «کانگورو»:در اقتصاد جنگ نوپاها چگونه به موتور رشد اقتصادی تبدیل میشوند؟
او همچنین با طرح پرسشهایی درباره نگاه حاکم بر فعالان اکوسیستم نوآوری، بر ضرورت اعتماد به کارآفرینان، سرمایهگذاران و سیاستگذاران این حوزه تأکید کرده و اقتصاد نوآوری را یکی از مسیرهای مهم توسعه اقتصادی ایران دانسته است. در ادامه، متن کامل یادداشت او را میخوانید:
ثروت و قدرت کشورها عمدتاً بر پایه منابع طبیعی، صنایع سنگین، تراز تجاری و سرمایهگذاریهای زیرساختیشان ارزیابی و اندازهگیری میشده است. اما در اقتصاد قرن حاضر، نوآوری به یکی از مهمترین عوامل خلق ثروت و مزیت رقابتی کشورها تبدیل شده است.
ظهور شرکتهایی میلیارد دلاری که روزگاری تنها ایدهای در درون ذهن چند جوان بیست و اندی ساله بودند و امروز دنیا را متحول کردهاند، نشان میدهد که اقتصاد جهانی در حال یک جابهجایی عمیق از «اقتصاد مبتنی بر داراییهای فیزیکی» به «اقتصاد مبتنی بر دانش و نوآوری» است.
در چنین فضایی، اکوسیستم کسبوکارهای نوپا نه صرفاً مجموعهای از شرکتهای تازه تاسیس، بلکه شبکهای از بازیگران اقتصادی است که از طریق خلق فناوری، جذب سرمایه، توسعه مدلهای تجاری نوآورانه و افزایش بهرهوری، به یکی از محرکهای اصلی رشد اقتصادی تبدیل شدهاند.
اکوسیستم نوآوری چیست؟
اکوسیستم نوآوری مجموعهای از کارآفرینان، سرمایهگذاران، دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، شتابدهندهها، صندوقهای سرمایهگذاری، شرکتهای بزرگ و نهادهای حاکمیتی است که در تعامل با یکدیگر زمینه شکلگیری و رشد کسبوکارهای نوآور را فراهم میکنند. وجود این حجم از بازیگران متعدد در این اکوسیستم، همدلی و اتحاد عمومی بین همه فعالین را میطلبد.
چرا فکر میکنیم جوان ۲۵ ساله ما که در تلاش است مشکلی از جامعه خود را با راهکاری خلاقانه و تکنولوژی محور حل کند، عامل بیگانه است؟ چرا تصور میکنیم سرمایه گذاری ایرانی که از آن سوی مرزها آمده و میخواهد روی ایدهها و توان جوانان هموطنش، سرمایه گذاری کند نیت شومی در سر دارد؟ چرا ممکن است به ذهنمان خطور کند مدیرانی که میخواهند بستر فناوری و قوانین رگولاتوری را بازتعریف کنند تا این اکوسیستم به درستی شکل بگیرد ممکن است خائن باشند؟ و چرا فکر میکنیم تمام افرادی که قص علی هذا تلاش میکنند ایرانی سربلند با تعاریف روز اقتصاد تکنولوژی محور دنیا داشته باشیم قرار است به اقتدار ایرانی قدرتمند خدشه وارد کنند؟
در این اکوسیستم، ایدههای جدید از دل نیازهای بازار یا دستاوردهای علمی متولد میشوند. کارآفرینان این ایدهها را به محصول و خدمت تبدیل میکنند و سرمایهگذاران منابع مالی لازم برای توسعه آنها را تأمین میکنند. در نهایت، کسبوکارهای موفق با جذب مشتری، ایجاد درآمد و توسعه بازار، به شرکتهایی ارزشمند تبدیل میشوند که میتوانند نقش مهمی در اقتصاد ملی ایفا کنند.
برخلاف صنایع سنتی که رشد آنها معمولاً وابسته به افزایش ظرفیت تولید فیزیکی است، در اقتصاد نوآوری ارزش از طریق حل مسائل، بهبود فرآیندها و جذب هر بیشتر کاربران خلق میشود. به همین دلیل است که یک استارتاپ نرمافزاری میتواند بدون برخورداری از کارخانه یا تجهیزات سنگین، ارزشی معادل بسیاری از شرکتهای صنعتی بزرگ ایجاد کند.
نقش سرمایهگذاران فرشته در اقتصاد نوآوری
یکی از مهمترین حلقههای اکوسیستم نوآوری، سرمایهگذاران فرشته یا Angel Investors هستند. این افراد معمولاً کارآفرینان یا مدیران باتجربهای هستند که بخشی از سرمایه شخصی خود را در اختیار تیمهای نوپا قرار میدهند. نگاه این افراد همراه با سالها تجربه و دانش در مدلهای کسب و کار، مدلهای مالی، و روانشناسی و انسانشناسی است.
سرمایهگذاری فرشته در مرحلهای انجام میشود که کسبوکار هنوز درآمد قابل توجهی ندارد و ریسک شکست آن بسیار بالا است. آنها میدانند نوپاها در دنیا بیش از ۹۰ درصد احتمال عدم موفقیت دارند ولی همزمان میدانند حتی همان کمتر از ۱۰ درصد کسبوکار نوپایی که به موفقیت میرسد میتواند سرمایه آنها را بیش از چندین برابر افزایش دهد. به همین دلیل بانکها و بسیاری از سرمایهگذاران سنتی حاضر به تأمین مالی چنین پروژههایی نیستند.
البته مدل اقتصادی سرمایهگذاری فرشته با همین منطق باعث شده است که سرمایهگذاری خطرپذیر به یکی از جذابترین حوزههای سرمایهگذاری در اقتصادهای نوآور تبدیل شود.
چگونه استارتاپها ارزش خلق میکنند؟
اساس فعالیت هر استارتاپ، حل یک مسئله واقعی است. زمانی که یک شرکت نوآور بتواند راهکاری سریعتر، ارزانتر یا کارآمدتر نسبت به روشهای موجود ارائه دهد، برای بازارش ارزش ایجاد میکند. بخشی از این ارزش در قالب درآمد به شرکت بازمیگردد و زمینه رشد آن را فراهم میکند.
برای مثال، یک پلتفرم حملونقل اینترنتی میتواند هزینه جستجوی تاکسی را کاهش دهد، یک نوپای حوزه فینتک میتواند خدمات مالی را سادهتر و ارزانتر ارائه کند و یک سامانه مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند زمان انجام بسیاری از فعالیتهای اداری یا صنعتی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
اساسا ارزش اقتصادی استارتاپها نه از داراییهای فیزیکی، بلکه از افزایش بهرهوری و بهبود تجربه مشتری ناشی میشود؛ موضوعی که یکی از مهمترین پیشرانهای رشد اقتصادی در جهان امروز است.
چرخه سرمایه و نوآوری چگونه عمل میکند؟
اکوسیستم نوآوری بر پایه یک چرخه خودتقویتشونده شکل میگیرد. در این چرخه، سرمایه اولیه وارد شرکت نوپا میشود و امکان توسعه محصول و ورود به بازار را فراهم میکند. این سرمایه اولیه توسط خود موسسین یا سرمایه گذاران فرشته تامین میشود. شرکتهای موفق به درآمد و سودآوری میرسند و ارزش آنها افزایش مییابد. سرمایهگذاران اولیه از محل فروش سهام در راندهای بعدی جذب یا افزایش سرمایه سود کسب میکنند و بخشی از این سرمایه مجدداً به اکوسیستم بازمیگردد.
معمولا هر استارتاپ از نقطه اولیه خود که یک ایده برای حل یک مشکل عمومی، یا یک مسئله اجتماعی است تا رسیدن به یک کسب و کار قوی و پایدار چند مرحله جذب سرمایه (افزایش سرمایه) را تجربه میکند.
این فرآیند موجب میشود سرمایه، تجربه مدیریتی و دانش فنی به طور مستمر در میان نسلهای مختلف کارآفرینان و شرکتها گردش کند. بسیاری از بنیانگذاران موفق پس از خروج از کسبوکار خود، به سرمایهگذار یا مربی استارتاپهای جدید تبدیل میشوند و به این ترتیب چرخه نوآوری تداوم مییابد.
تأثیر اکوسیستم نوآوری بر اقتصاد کلان
اهمیت اکوسیستم استارتاپی تنها به موفقیت چند شرکت محدود نمیشود. توسعه این اکوسیستم میتواند نتایج وسیعی برای اقتصاد کلان یک کشور داشته باشد.
نخستین اثر آن، ایجاد اشتغال است. اشتغالی تخصص محور، و ایجاد فضایی برای نیروی کار که پایگاههای دانش مشترکی برای نیروها فراهم میکند و جریان دانش و تجربه بین نیروهای فعال در این اکوسیستم به سرعت به یادگیری بیشتر همه فعالین کمک میکند. چرا که فرهنگ غالب در این اکوسیستم فرهنگ اشتراک گذاری دانش و فناوری است.
دومین اثر مهم، افزایش بهرهوری است. بسیاری از فناوریهای نوین هزینه انجام فعالیتهای اقتصادی را کاهش داده و سرعت و کیفیت خدمات را افزایش میدهند. رشد بهرهوری یکی از اصلیترین عوامل افزایش تولید ناخالص داخلی در اقتصادهای پیشرفته به شمار میرود.
از سوی دیگر، اکوسیستم نوآوری میتواند زمینه جذب سرمایههای داخلی و خارجی را فراهم کند. سرمایهگذاران معمولاً به دنبال بازارهایی هستند که امکان رشد سریع و بازدهی بالا در آنها وجود داشته باشد. وجود شرکتهای نوآور و زیرساخت مناسب سرمایهگذاری میتواند کشورها را به مقصدی جذاب برای سرمایه تبدیل کند.
افزون بر این، بسیاری از کسبوکارهای فناوریمحور ظرفیت صادرات خدمات و محصولات دانشبنیان را دارند. در چنین شرایطی، اقتصاد کشور میتواند بدون اتکا به صادرات منابع خام، از طریق صادرات فناوری و خدمات دیجیتال به درآمد ارزی دست یابد.
در نهایت، توسعه اقتصاد نوآوری میتواند به حفظ سرمایه انسانی و کاهش مهاجرت نخبگان نیز کمک کند. همچنین میتواند منجر به مهاجرت معکوس ایرانیان نخبه که خارج از مرزها زندگی میکنند شود. زمانی که کارآفرینان و متخصصان چشمانداز روشنی برای رشد حرفهای و تأمین مالی ایدههای خود در داخل کشور مشاهده کنند، انگیزه بیشتری برای فعالیت در بازار داخلی خواهند داشت.
جمعبندی
چرخه اقتصاد نوآوری که در آن سرمایه موجب رشد ایدههای نو و تبدیل آنها به شرکتهای بزرگ و قدرتمند میشود درست همانند کاشت بذرهای اصلاح شده و پرورش درختانی استوار میتواند آینده اقتصاد و اشتغال کشور را تضمین کند. خلق ارزش در این چرخه منجر به خلق ثروت و خلق ثروت منجر به سرمایه گذاری مجدد روی ایدههای نوآورانه بعدی میشود تا دوباره و دوباره این اکوسیستم خودتقویتکننده بتواند ثروت ملی ایرانیان را افزایش دهد و بسیاری از مشکلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ما را مرتفع سازد.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که توسعه اکوسیستم نوآوری صرفاً یک سیاست فناورانه نیست، بلکه یک راهبرد اقتصادی بلندمدت برای افزایش رقابتپذیری، خلق ثروت و ارتقای جایگاه کشورها در اقتصاد جهانی است. راهی که کشورهایی مثل چین، اسپانیا، ایالات متحده و کره جنوبی شروع کردهاند. برای ایران نیز در شرایطی که ضرورت تنوعبخشی به منابع رشد اقتصادی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، توجه به اقتصاد نوآوری میتواند یکی از مهمترین مسیرهای توسعه و منابع پیشرفت در سالهای آینده باشد.
در شرایطی که پولهای عموم مردم کشور در این روزها در چرخههای مخرب دلالبازی بین خرید خودرو، طلا، مسکن و ارز مبادله میشود چرا نباید بتوان شرایط را برای سرمایه گذاری روی استارتاپهایی که مشکلی از مشکلات جامعه را با خلق ارزش و ثروت حل میکنند فراهم کرد و این فرهنگ سرمایه گذاری روی اکوسیستم نوآوری را در جامعه جا انداخت؟











دیدگاهتان را بنویسید