×
×

یادداشت تحلیلی | حامد اناری، خبرنگار «ایرانیان استارتاپ»
ما آنقدر که فکر می‌کردیم تاب‌آور نیستیم!

  • کد نوشته: 16321
  • 17 فوریه 2026
  • 0
  • قطعی اینترنت در دی‌ماه ۱۴۰۴ فقط یک اختلال فنی نبود؛ بلکه نشانه‌ای بود از شکنندگی ساختاری اقتصاد دیجیتال در ایران. اعتراف وزیر ارتباطات به فشار روانی گسترده ناشی از این قطعی، بار دیگر نشان داد اینترنت به یک زیرساخت حیاتی بدل شده است. با خسارت روزانه هزاران میلیارد تومان، تاب‌آوری ۲۰روزه کسب‌وکارها و موج‌های پیاپی تعدیل نیرو، اکنون پرسش اصلی این است که اقتصاد دیجیتال کشور تا کجا می‌تواند در برابر تکرار شوک‌های زیرساختی دوام بیاورد؟
    ما آنقدر که فکر می‌کردیم تاب‌آور نیستیم!

    ستار هاشمی، وزیر ارتباطات دولت چهاردهم، اخیرا به نکته‌ای اشاره کرد که شاید مهم‌ترین اعتراف سیاست‌گذار ارتباطات در سال‌های اخیر باشد؛ اینکه قطعی اینترنت در ناآرامی‌های اخیر، فشار روانی قابل‌توجهی به جامعه وارد کرده و حاکمیت به این رسیده که ارتباطات یک نیاز جدی است؛ درکی که ظاهرا پیش‌تر وجود نداشته است. اینترنت مدت‌هاست که یک کالا لوکس نیست. زندگی دیجیتال، ضرورت اتصال دائم را در خود دارد. اینترنت یک زیرساخت حیاتی به شمار می‌رود و در زیست روزانه میلیون‌ها نفر جاری است. جریانی که از دل اقتصاد دیجیتال می‌گذرد و هر لحظه اختلال در آن، به رشد و حرکت این جریان پیوسته صدمه وارد می‌کند.

    اقتصاد دیجیتال در زندگی روزمره ما جاری است؛ جریانی پیوسته که از خرید و پرداخت تا کار، آموزش و ارتباطات را در بر می‌گیرد. قطع اینترنت، این جریان را نه متوقف، بلکه مختل می‌کند؛ اختلالی که پیامد آن فقط کندی دسترسی یا نارضایتی کاربران نیست، بلکه مستقیما به معیشت میلیون‌ها نفر گره می‌خورد و خسارتی انباشته و بعضا جبران‌ناپذیر بر جای می‌گذارد.

    در حالی که هنوز از تجربه تلخ دی‌ماه فاصله چندانی نگرفته‌ایم، موج تازه‌ای از اخبار پیرامون جنگ، فضای عمومی و به‌ویژه اکوسیستم اقتصاد دیجیتال را در وضعیت اضطراب دائمی قرار داده است. اکنون که زمزمه‌های جنگی دوباره پررنگ شده، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: شرکت‌های فعال در اقتصاد دیجیتال تا چه اندازه توان تاب‌آوری در برابر تکرار شوک‌های زیرساختی را دارند؟ و آیا پس از موج تعدیل نیرو در دوران پس از جنگ دوازده‌روزه، باید منتظر بحرانی هم‌تراز با شرایط امروز باشیم؟

    واقعیت آن است که زمان، پیچیده‌تر از آن است که به‌سادگی پیش‌بینی‌پذیر باشد. در شرایط عدم قطعیت، تصمیم‌گیری دشوار می‌شود و نوشتن نیز از قطعیت تهی می‌گردد. آنچه بیش از همه سایه می‌اندازد، چشم‌انداز سونامی تعدیل نیرو است؛ سناریوهای بدبینانه‌ای که از ورشکستگی گسترده کسب‌وکارهای دیجیتال و فرسایش بازار کار این حوزه حکایت دارد. در چنین وضعیتی، قطعی اینترنت دیگر یک اختلال فنی مقطعی نیست، بلکه به شوکی اقتصادی بدل می‌شود که زنجیره‌ای از کاهش درآمد، بحران نقدینگی و در نهایت تعدیل نیروی انسانی را فعال می‌کند.

    بادی که هزاران میلیارد ما را با خود برد

    طبق اعلام معاون وزیر ارتباطات دولت چهاردهم، در نتیجه قطعی گسترده اینترنت در دی‌ماه ۱۴۰۴، روزانه ضرری معادل دو هزار میلیارد تومان به اقتصاد دیجیتال وارد کرده است. به گفته معاون وزیر ارتباطات، محاسبات انجام‌شده نشان می‌دهد که تنها در بخش هسته و پلتفرم‌های اقتصاد دیجیتال، قطعی اینترنت روزانه نزدیک به ۲۰۰۰ میلیارد تومان زیان و فرصت از‌دست‌رفته ایجاد کرده است.

    این تمام خسارت نیست و اساسا بخش قابل‌توجهی از پیامدهای بحران دی‌ماه قابل‌اندازه‌گیری نیست. بادی که هزاران میلیارد ما را با خود برد، در مقابل غم از دست دادن هموطنان‌مان، بی‌اهمیت جلوه می‌کند.

    اما حتی اگر از این لایه انسانی و غیرقابل‌محاسبه عبور کنیم، باز هم تصویر خسارت به اعداد و ارقام محدود نمی‌ماند. خاموشی اینترنت، تنها به معنای توقف فروش یا اختلال در ارائه خدمات نیست؛ این خاموشی، اعتماد را هدف می‌گیرد. اعتمادی که طی سال‌ها و با هزینه‌های سنگین ساخته شده و در چند روز بی‌ثباتی، فرسوده می‌شود. مشتری‌ای که سفارش خود را نهایی نکرده، فریلنسری که دستمزدش معلق مانده، یا کسب‌وکاری که نتوانسته تعهداتش را انجام دهد، در نهایت با یک تصمیم ساده واکنش نشان می‌دهد: عقب‌نشینی. عقب‌نشینی از مصرف، از سرمایه‌گذاری و گاه از ماندن.

    در چنین شرایطی، آسیب اصلی نه در لحظه قطعی، بلکه در پس‌لرزه‌های آن رخ می‌دهد. روزهایی که اینترنت بازمی‌گردد، اما جریان درآمد به وضعیت پیشین برنمی‌گردد. سفارش‌ها کمتر می‌شود، پروژه‌ها لغو یا تعلیق می‌شوند و مدیران، ناچار به بازبینی هزینه‌ها می‌رسند. اینجاست که تعدیل نیرو از یک احتمال دور، به گزینه‌ای ناگزیر بدل می‌شود؛ گزینه‌ای که پیش‌تر نیز در پی جنگ دوازده‌روزه، بخشی از اکوسیستم دیجیتال آن را تجربه کرده بود.

    ما آنقدر که فکر می‌کردیم تاب‌آور نیستیم!

    در کنار برآورد خسارت‌ها، پرسش کلیدی دیگری مطرح است: اقتصاد دیجیتال ایران تا چه اندازه تاب‌آور است؟ گزارش‌ها و اظهارنظرهای رسمی نشان می‌دهد که پاسخ این پرسش، چندان امیدوارکننده نیست. بنا بر اعلام وزیر ارتباطات، میانگین تاب‌آوری کسب‌وکارهای اینترنتی در کشور حدود ۲۰ روز برآورد می‌شود؛ عددی که با در نظر گرفتن بیش از دو هفته قطعی یا اختلال گسترده، عملاً به معنای ورود به نقطه بحرانی است.

    تاب‌آوری پایین، صرفا یک شاخص فنی یا مدیریتی نیست؛ این وضعیت نشان می‌دهد که بخش بزرگی از کسب‌وکارهای دیجیتال با حداقل ذخیره نقدینگی، وابستگی شدید به جریان روزانه درآمد و اتکا به زیرساخت‌های ناپایدار فعالیت می‌کنند. در چنین ساختاری، هر شوک زیرساختی، مستقیما به بحران بقا تبدیل می‌شود. شرکتی که نتواند حقوق پرداخت کند، ناچار به کوچک‌سازی می‌شود و شرکتی که کوچک‌سازی را تاب نیاورد، از بازار حذف می‌شود.

    بررسی تجربه دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که اگرچه بخشی از سایت‌ها و سرویس‌های داخلی که بر بستر شبکه ملی اطلاعات میزبانی می‌شدند، توانستند در سطح حداقلی به فعالیت ادامه دهند، اما این پایداری به‌تنهایی کافی نبود. بسیاری از کسب‌وکارها، حتی با فعال بودن هسته فنی، به‌دلیل وابستگی به سرویس‌های خارجی، ابزارهای پرداخت بین‌المللی، APIها یا بازارهای برون‌مرزی، عملا فلج شدند. این شکاف میان «پایداری فنی» و «پایداری اقتصادی»، همان جایی است که تاب‌آوری واقعی سنجیده می‌شود.

    پایین بودن تاب‌آوری، یک پیام روشن دارد: اقتصاد دیجیتال ایران هنوز برای زیستن در شرایط بحران طراحی نشده است. نه از نظر سیاست‌گذاری، نه از نظر زیرساخت و نه در سطح مدل‌های کسب‌وکار. در چنین وضعیتی، تکرار قطعی اینترنت یا تشدید نااطمینانی‌های امنیتی، نه یک بحران تازه، بلکه ادامه زنجیره‌ای از شوک‌هاست که هر بار بخشی از اکوسیستم را از نفس می‌اندازد.

    شاید بزرگ‌ترین سوبرداشت سال‌های اخیر این بوده که تصور می‌کردیم اقتصاد دیجیتال ایران، به‌دلیل تجربه مکرر بحران‌ها، به سطحی از تاب‌آوری رسیده است. دی‌ماه ۱۴۰۴ این تصور را به‌طور جدی به چالش کشید. آنچه فرو ریخت، فقط اتصال نبود؛ توهم آمادگی بود. اکوسیستمی که روی کاغذ بزرگ شده، اما در عمل، حاشیه امنی برای مواجهه با شوک‌های طولانی‌مدت ندارد. تجربه نشان داد که بسیاری از کسب‌وکارها، نه برنامه تداوم فعالیت دارند و نه توان تحمل چند هفته اختلال را؛ حتی آن‌ها که سال‌ها در فضای پرریسک فعالیت کرده‌اند.

    واقعیت تلخ این است که تاب‌آوری پایین، حاصل یک تصمیم یا یک مقطع خاص نیست؛ نتیجه انباشت سال‌ها بی‌ثباتی، سیاست‌گذاری مقطعی و انتقال ریسک از سطح حاکمیت به دوش کسب‌وکارهاست. وقتی اینترنت به‌جای یک زیرساخت تضمین‌شده، به متغیری پیش‌بینی‌ناپذیر تبدیل می‌شود، طبیعی است که اکوسیستم به‌جای رشد، صرفا برای بقا بجنگد. در چنین شرایطی، پرسش دیگر این نیست که آیا اقتصاد دیجیتال آسیب‌پذیر است یا نه؛ پرسش این است که تا چه اندازه می‌تواند این وضعیت را تاب بیاورد، پیش از آنکه بخش دیگری از آن برای همیشه از میدان خارج شود.

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *