حامد بیدی، مدیرعامل پلتفرم کارزار، مطرح کرد:فیلترینگ هیچ ربطی به حکمرانی اینترنت ندارد، اما هنوز اصلیترین توجیه آن است
آپدیت اخیر پلتفرم ایکس، که موقعیت جغرافیایی کاربران را نشان میدهد، یک تکانه غیرمنتظره در فضای کنشگری آنلاین ایران ایجاد و یک شوک جدی به فضای دیجیتال ایران وارد کرد. اکنون مشخص شده بخشی از فعالانی که خود را ساکن ایران معرفی میکردند، در واقع خارج از کشور بودهاند و بسیاری از مدافعان فیلترینگ نیز از اینترنت بدون محدودیت استفاده میکردهاند. این اتفاق، اعتماد عمومی به روایتهای رسمی و بسیاری از نهادهای خبری و سیاستمداران را به شدت کاهش داده است.
بعد از اعلام خبر دسترسی دانشجویان دانشگاه تهران، موج رسانهای و واکنش کاربران به اجرای اینترنت طبقاتی، سخنگوی دولت را واداشت تا هرگونه نزدیکی دولت را به این سیاست رد کند. هرچند که با آپدیت ایکس، عکسی از صفحه فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت چهاردهم بین کاربران دستبهدست میشد که نشان میداد او کاربری در جغرافیای ایران است. این موضوع نشاندهنده به اینترنت آزاد یا همان سیمکارت سفید است که موجب خشم بسیاری از کاربران شده است.
اینترنت طبقاتی موضوعی است که از سالها قبل مطرح شده و این اولینبار نیست که توجه کابران را جلب میکند. پرسش اصلی این است که با وجود فشار اکوسیستمی و صنفی به دولت برای رفع فیلتر پلتفرمهای پراستفاده و ایجاد دسترسی آزاد به اینترنت، حالا به چه صورتی ادامه پیدا خواهد کرد.
این رویداد نشان میدهد که اکوسیستم دیجیتال ایران با ضعف ساختاری و فقدان سیاستگذاری راهبردی مواجه است. محدودیتهای دسترسی، نبود شفافیت در نظارت و فقدان رگولاتوری توانمند باعث شدهاند تا کوچکترین تغییر در پلتفرمهای جهانی، اثرگذاری گستردهای بر فضای اجتماعی، رسانهای و اقتصادی کشور داشته باشد. اکنون بیش از هر زمان دیگری روشن است که فیلترینگ نارضایتی گستردهای ایجاد کرده و در عمل میتوان آن را شکستخورده توصیف کرد.
در همین رابطه حامد بیدی، مدیرعامل پلتفرم کارزار، در مصاحبهای اختصاصی با «ایرانیان استارتاپ» به بررسی این رویداد و ابعاد آن پرداخت.
استفاده از خط سفید اعتماد به خبرنگاران و سیاستمداران را در پایینترین سطح تاریخی خود قرار داد
آپدیت جدید ایکس که موقعیت جغرافیایی کاربران را نشان میدهد، چه پیامدی برای کمپینهای اجتماعی و فضای کنشگری آنلاین در ایران دارد؟
فناوریهای جدید همواره بازیها و رویههای شکلگرفته در جامعه را تغییر میدهند. این آپدیت جدید هم عرصه متفاوتی از کنشگری آنلاین را در پلتفرم ایکس شکل خواهد داد. به خصوص در فضای پرتنش اجتماعی و سیاسی ایران، محل زندگی افراد و نوع اینترنتی که استفاده میکنند معنادار است و میتواند سایه سنگینی بر فعالیتهای کاربر بیاندازد. برخی اکانتها حالا معلوم شده خارج از کشور بودهاند و بسیاری از آنها مردم را تشویق به کنشهای رادیکال میکردهاند، بدون اینکه خود هزینهای بدهند. از سوی دیگر اکانتهای سایبری و قرارگاهی زیادی که حالا معلوم شده خط سفید دارند و نقشی دروغین داشتهاند. بسیاری از مدافعان فیلترینگ نیز حالا مشخص شده از خط سفید استفاده میکردهاند و ترکیب دروغ و تبعیض خشم زیادی میان مردم ایجاد کرده است. بسیاری از خبرنگاران و سیاستمداران هم اعتماد اجتماعی را از دست دادهاند. این موضوعات در کوتاهمدت منجر به تشدید بیاعتمادی میان نقشآفرینان مختلف سیاسی شده و جامعه را گسستهتر از پیش کرده است. اما از سوی دیگر منجر به شناخت واقعیتری از جامعه شده و فعالیت اکانتهای فیک با ادعاهای نادرست در آینده محدودتر خواهد شد. بنابراین این اتفاق با وجود تکانههای بزرگ، در بلندمدت میتواند برای کمپینهای اجتماعی و فضای کنشگری آنلاین مفید و رو به جلو باشد.
افشای سفید بودن اینترنت مخالفان رفع فیلترینگ، خشم از دروغ و تبعیض
این افشاگری که برخی مخالفان رفع فیلتر خود از اینترنت بدون فیلتر استفاده میکردهاند، چه اثری بر اعتماد عمومی به روایتهای رسمی و بحثهای مربوط به سیاستگذاری فیلترینگ میگذارد؟
مخالفان رفع فیلترینگ پیش از این هم جایگاه خود را میان افکار عمومی از دست داده بودند، به همین دلیل اکثر آنها با پاسخهایی دیپلماتیک در ملاء عام خود را مخالف فیلترینگ جاری معرفی میکردند. با این حال بسیاری از عموم مردم گاهی بخشی از روایتهای آنها را میپذیرفتند. بحثهایی مثل مهم ندانستن مسأله فیلترینگ یا استفاده از اینترنت در جنگ برای ترورها، از جمله این روایتهای نادرستی بودند که حالا با افشای سفید بودن اینترنت آنها اعتبارشان بیش از پیش از بین رفته است. خشم مردم این بار نه از فیلترینگ و سانسور، که از دروغ و تبعیض است.
فیلترینگ نه تنها فضای اینترنت را کنترلپذیر نکرد، بلکه توان حکومت برای حکمرانی واقعی را هم تضعیف کرد
وقتی یک تغییر ساده در یک پلتفرم جهانی میتواند تا این حد بر معادلات رسانهای و سیاسی داخل ایران اثر بگذارد، آیا این نشان نمیدهد که مدل حکمرانی اینترنت در ایران وابسته، واکنشی و فاقد راهبرد بلندمدت است؟ چه پیامدهایی برای آینده فضای دیجیتال دارد؟
با وجود اینکه بارها گفتهایم فیلترینگ هیچ ربطی به حکمرانی اینترنت ندارد، اما متأسفانه همچنان اصلیترین توجیه این نقض حقوق شهروندی بوده است. فیلترینگ نه تنها فضای اینترنت را برای حکومت کنترلپذیرتر نکرده، که از جوانب مختلف حداقل حکمرانی موجود را حتی برای رهگیری کلاهبرداریهای اینترنتی از بین برده و هیچ شانسی برای انواع حکمرانی مشارکتی با همراهی و حضور مردم باقی نگذاشته است. واقعیت جهان امروز اثرگذاری بیحد شبکههای اجتماعی در ابعاد مختلف زیست جوامع است و نمیتوان با راهکارهای سادهاندیشانه اما خسارتباری مثل فیلترینگ، صورت مساله را پاک کرد. این واقعیت که کوچکترین آپدیتها ممکن است جوامع را دچار انواع تنشها بکنند بخشی از پارادایم نوین تعاملات انسانی در جهان است. راهکارهای مواجهه با این مسائل هم بسیار پیچیده و وابسته به پارامترهای کلانی نظیر سیاست خارجی و تعاملات اقتصادی با پلتفرمهاست. مسألهای که در کشور ما توسط مسئولان درک نشده و با وجود سیاستهای ستیزگرانه با جهان و تحریمهای اقتصادی توقعاتی غیرواقعبینانه دارند. این رویکرد امروز هم جامعه را تضعیف کرده و هم توانمندی حکومت را در انجام حداقل وظایف خود عاجز کرده است.











دیدگاهتان را بنویسید