مازیار نوربخش، رئیس کمیسیون تحول، بهرهوری و نوآوری اتاق بازرگانی تهران، مطرح کرد:کسی قادر به تحلیل دقیق علت مقاومت حاکمیت و دولت در برابر تغییرات موجود نیست
فیلترینگ قصه تکراری و خستهکنندهای بود تا اینکه شبکه اجتماعی ایکس در آپدیت جدید خود، این امکان را به کاربران داد تا از موقعیت جغرافیایی دیگر کاربران مطلع شوند. همین قصه تکراری انگار آتش گرفته باشد. استفاده خبرنگاران، کارشناسان و مسئولین متعددی از سیمکارت سفید خشم بسیاری از کاربران را برانگیخت و فضای مجازی این شبکه را به خشونت کشید. این درحالی اتفاق افتاد که دلایل روشنی برای خاتمه بخشیدن به پروژه فیلترینگ وجود دارد. اولین موضوع اینکه فیلترینگ و ابزار محدودکننده نتوانسته مانع دسترسی کتاربران ایرانی به شبکههای اجتماعی پرکاربرد مانند اینستاگرام و تلگرام شود.
فیلترینگ گسترده سبب ناامنی شبکه شده و ضعف ساختاری را بیش از پیش نمایان ساخته است. درحالی که حکمران فضای مجازی تلاش میکند تا از فیلترینگ به عنوان ابزار کنترلگری استفاده کند، همین نیاز به حضور در شبکههای اجتماعی سبب بروز نوعی نگاه تبعیضآمیز شد که تحت عنوان اینترنت طبقاتی مطرح شد. موضوعی که سالهاست شنیده میشود.
بعد از اعلام خبر دسترسی آزاد دانشجویان دانشگاه تهران به پلتفرم یوتیوب، واکنش گسترده کاربران و رسانهها سبب شد تا سخنگوی دولت به این موضوع پاسخ دهد و ابهامات مطرح شده را رفع کند. فاطمه مهاجرانی در تاریخ فلان اعلام کرد که دولت چهاردهم اعتقادی به اینترنت طبقاتی ندارد. دولتی که با شعار رفع کامل فیلترینگ روی کار آمد، حالا کارش با آپدیت جدید یک اپلیکیشن زیرسوال رفته است.
مازیار نوربخش، رئیس کمیسیون تحول، بهرهوری و نوآوری اتاق بازرگانی تهران، در مصاحبهای اختصاصی با «ایرانیان استارتاپ» به بررسی ابعاد این رویداد اجتماعی پرداخت. پرسش اساسی در این میان، این است که آیا نقطه پایانی برای سیاست فیلترینگ درنظر گرفته شده است یا خیر. مرزی که گذر از آن باعث تغییر در سیاستگذاری شود و جلوی خسارات وارده را بگیرد آیا وجود دارد؟
وعدههای رفع فیلترینگ زیر سوال رفته و خواسته مردم دچار تردید شده است
آپدیت جدید شبکه ایکس، موج گستردهای از واکنش کاربران را برانگیخته است. دولت که با شعار رفع فیلترینگ روی کار آمده بود و بارها از تریبونهای مختلف اینترنت طبقاتی را تکذیب کرده بود، دیگر نمیتواند وجود طبقات را انکار کند.
این رفتار متناقض موجب خشم کاربران شده است. پیامد این اتفاق چیست؟
این بهروزرسانی جدید پلتفرمهای ایکس و در واقع نشان دادن توزیع جغرافیایی کاربران، واقعیتی را آشکار کرد که سالها پیش به آن اشاره شده بود، اما هیچگاه بهصورت علنی مطرح نشده بود. این واقعیت مربوط به وجود اینترنت چندلایه یا اینترنت طبقاتی، یا به تعبیر دیگر دسترسی تبعیضآمیز به اینترنت است. از دیدگاه مسئولین و افرادی که در ساختارهای دولتی فعالیت میکنند، شاید بتوان این امر را تا حدودی قابل توجیه دانست، زیرا اتصال آنها از طریق VPN به شبکههای جهانی همراه با ریسکهای امنیتی است. با این حال، در مورد فعالان حوزه دیجیتال، این شکافها موجب کاهش اعتماد و ایجاد نارضایتی میشود و فاصله میان حاکمیت و مردم در زمینه حکمرانی دیجیتال افزایش میدهد و اعتماد عمومی را از بین میبرد.
نکته قابل توجه این است که این بار امکان انکار این مساله وجود ندارد و موضوع بهصورت شفاف آشکار شده است. در نتیجه، وعدههای رفع فیلترینگ و سایر تعهداتی که از سوی مسئولین مطرح میشود، هم زیر سوال رفته و خواستههای مردم و فعالان اقتصاد دیجیتال دچار تردید میشود. به طور خلاصه، پیامد این موضوع افزایش فاصله و شکاف میان دولت و حاکمیت با مردم و فعالان اقتصاد دیجیتال و ایجاد بیاعتمادی گسترده است.
ادامه مسیر فیلترینگ اشتباه است؛ باید به عقلانیت برگشت
فشار اکوسیستمیک و بخش خصوصی به دولت برای رفع فیلتر و ایجاد دسترسی کامل به اینترنت، زینپس چگونه ادامه خواهد داشت؟
روند ادامه این وضعیت تفاوت چندانی نخواهد داشت؛ با این تفاوت که اکنون این مطالبه که همواره وجود داشته است، شفافتر شده و وضوح بیشتری یافته است. فعالان این حوزه همواره تأکید کردهاند که خواهان طبقهبندی کاربران یا دسترسیهای متفاوت نیستند؛ به این معنا که هر فرد یا گروهی که اعتراض یا انتقادی دارد، اینترنت بدون فیلتر در اختیارش قرار گیرد تا سطح اعتراض کاهش یابد و در بخشهای دیگر این موضوع مورد توجه قرار نگیرد. به هر حال، هر اقدامی که یک مزیت تجاری یا هر نوع مزیت ویژه برای گروههای خاص ایجاد کند و منجر به شکلگیری رانت شود، اقدامی پذیرفتنی نیست و به نظر نمیرسد مردم با چنین رویکردی موافق باشند یا بتوانند با آن کنار بیایند.
بنابراین، اگر چنین دسترسیهایی برای برخی بخشها از جامعه فراهم شده است، طبیعتاً مطالبه عمومی این است که اینترنت آزاد و آن سطح از دسترسی که نیازهای مردم را در استفاده از انواع پلتفرمها برطرف میکند -که اکنون تنها از طریق VPN امکانپذیر است- برای همه قابل دسترس شود و روند استفاده تسهیل گردد. به هر حال، وقتی استفاده از ابزاری مانند VPN تا این اندازه افزایش مییابد، نشان میدهد موانعی که وجود دارد باید برطرف شود و مسیر کنونی فیلترینگ ادامه مسیری اشتباه است. هر چه سریعتر باید این روند به سمت وضعیت نرمال حرکت کند، به عقلانیت بازگردد و متناسب با خواست و نیاز مردم تنظیم شود؛ نیازهایی که اکنون از طریق مسیری غیرمطمئن، پرریسک و همراه با مسائل امنیتی تأمین میشود.
بر این اساس، لازم است توجه ویژهای به این مسئله شود و وعدههایی که از سوی دولت، رئیسجمهور و وزیر ارتباطات ارائه شده، در این نقطه خود را نشان دهد و به ایجاد دسترسی واقعی و قابل اتکا برای مردم منجر شود.
تجربه سایر کشورها نشان میدهد که کنترل و مدیریت اینترنت در شرایط آزاد، قابلکنترلتر و پایدارتر است
آیا پروژه فیلترینگ در خود تعریف مکتوبی از اصطلاح شکست دارد؟ چرا دلایل روشنی برای رفع فیلتر وجود دارد، از جمله معضلات امنیتی و ایجاد چرخه اقتصادی آلوده، چه چیزی همچنان مانع تصمیمات ضروری است؟
درباره اینکه آیا پروژه فیلترینگ دارای تعریف مکتوبی از اصطلاح «شکست» است، باید گفت که مشخصاً خیر؛ هیچ سند یا سیاست رسمی وجود ندارد که شاخصهای مشخصی برای موفقیت یا ناکامی فیلترینگ ارائه دهد. اثرات جانبی اقتصادی این پروژه، بهویژه علاوه بر پیامدهای اجتماعی و امنیتی، هیچگاه بهصورت دقیق اندازهگیری نشده و مسیر خروجی مشخصی نیز ارائه نشده است. جای تعجب است که با وجود ناکارآمدی فنی، هزینههای تحمیلی و تهدیدات امنیتی که در جامعه و روی دستگاههای کاربران توزیع میشود، زیان اقتصادی آن ـ هرچند اندازهگیری نشده اما قابل تشخیص است ـ همچنان پابرجاست. بازار زیرزمینی فروش VPN و قدرت گروههایی که از این شرایط منتفع میشوند نیز پیچیدگی موضوع را افزایش داده و مانع رفع فیلترینگ شده است.
در واقع، کسی قادر به تحلیل دقیق علت مقاومت حاکمیت و دولت در برابر تغییرات موجود نیست. تصمیمات اتخاذشده در مقاطع مختلف درباره تلگرام، اینستاگرام و سایر پلتفرمها، از جمله یوتیوب، هیچیک مبتنی بر ساختار مشخص یا شورای تصمیمگیری رسمی و روشمند نبوده و هیچ شاخص ارزیابی مثبت یا منفی برای آنها تعریف نشده است. به همین دلیل بازگشتپذیری این سیاستها دشوار شده است. همچنین، اعتماد عمومی نسبت به اعضای شورا کاهش یافته است؛ همواره نگرانی وجود دارد که برخی از اعضای شورا ممکن است وابستگیهایی به موضوعات مرتبط با VPN و فروش آن داشته باشند، که موجب میشود مخالفت آنان با رفع فیلترینگ، حتی برای مسائلی با عمومیت وسیع، ادامه یابد و آثار این تصمیمها در انواع و اقسام ابزارهای ارتباطی جامعه پراکنده شود.
موضوع مهم دیگر آن است که برخی از سیاستگذاران تصور میکنند که برداشتن فیلتر منجر به افزایش تهدیدات امنیتی میشود و رفع فیلتر مساوی با افزایش تهدیدات است. در حالی که تجربه سایر کشورها نشان میدهد که کنترل و مدیریت اینترنت در شرایط آزاد، قابلکنترلتر و پایدارتر است.
زمان آن رسیده که با روشی روشن و شفاف، اینترنت آزاد در اختیار همه شهروندان قرار گیرد
اتاق بازرگانی چگونه میتواند به کشف مدل حکمرانی عادلانه اینترنت کمک کند؟
نقش اتاق بازرگانی بهعنوان انتقالدهنده نظرات بخش خصوصی به دولت مطرح است. این نهاد همانطور که تاکنون نیز عمل کرده، این موضوعات را بهصورت مستمر با تصمیمگیرندگان و دولت و در لایههای مختلف مدیریتی مطرح کرده و درباره آنها بحث و تبادل نظر میکند. اتاق میتواند با تولید گزارشهایی، بهویژه در حوزه اقتصادی، اثرات موضوعاتی مانند مهاجرت نیروهای متخصص و مسائل امنیتی را تحلیل و ارائه کند. به نظر میرسد اتاق باید در این زمینه فعالانهتر عمل کند؛ زیرا در گذشته، با انتظار اینکه دولت، ریاست جمهوری یا وزیر مرتبط این مسائل را مطرح کنند، روند اقدام کمی به تأخیر افتاده است. با وجود اینکه اکنون شفافیت موضوع به حدی رسیده که تولید گزارشهای جدید دشوار شده است، تهیه و ارسال چنین گزارشهایی همچنان از وظایف اصلی اتاق به شمار میرود.
اتاق میتواند از طریق کمیسیونها، فضای گفتگو را آماده کرده و زمینه را برای مطرح شدن این موضوعات توسط فعالان اقتصادی دیجیتال فراهم کند. مسیر پیگیری از سوی اقتصاد دیجیتال همیشه وجود داشته، اما از جانب اعضای شورا کمتر اتفاق افتاده است. به نظر میرسد با استمرار این مطالبه از سوی اتاق، میتوان به نتایج ملموس دست یافت. در طول این مدت طرحها و پیشنهادات مختلفی مطرح شده است، از جمله حذف تدریجی فیلترینگ از پلتفرمها و بازآرایی حکمرانی اینترنت. ما از همه این اقدامات استقبال میکنیم و هر گامی که به بهبود فضای اقتصادی و توسعه اقتصاد دیجیتال کشور کمک کند، مورد حمایت ما خواهد بود.
اتاق بازرگانی بهعنوان نماینده واقعی بخش خصوصی باید محور این گفتگوها و بازطراحیها باشد و ما بهطور کامل پشت این رویکرد ایستادهایم. در نهایت، با توجه به اینکه موضوع اینترنت طبقاتی اکنون فاش شده و دیگر شایعه نیست بلکه واقعیتی آشکار است، زمان آن رسیده که با روشی روشن و شفاف، اینترنت آزاد در اختیار همه شهروندان قرار گیرد تا امنیت و اعتماد اجتماعی حفظ و تقویت شود.











دیدگاهتان را بنویسید