۱۹ روز خاموشی؛ روایتی از قطعی اینترنت و تصمیمهایی که هزینهاش را همه پرداخت کردند
در عصر روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، ایران با تجربهای بیسابقه روبهرو شد؛ اینترنت اپراتورهای تلفن همراه ناگهان از دسترس خارج شد، اینترنت ثابت از کار افتاد و حتی سرویسهای پایهای مانند پیامک و تماس تلفنی هم فلج شدند. کشور در وضعیتی قرار گرفت که نه اینترنت ملی فعال بود و نه دسترسی به اینترنت جهانی ممکن؛ خلایی دیجیتال که عملاً همه ارتباطات مدرن را در سطح ملی به صفر رساند و شهروندان را در مواجهه با بحرانی بیسابقه تنها گذاشت.
در ادامه دستگاههای کارتخوان از کار افتادند، پرداختهای آنلاین ممکن نبود، بسیاری از عابربانکها از دسترس خارج شدند و مردم برای انجام ابتداییترین امور مالی به پول نقد پناه بردند. این آغاز قطعی و اختلال گسترده اینترنت بود؛ قطعی که به یکی از پرهزینهترین بحرانهای اقتصاد دیجیتال ایران تبدیل شد.
تصمیم امنیتی، اجرای با تأخیر و تغییر در سطح اپراتورها
پس از آغاز قطعی اینترنت، وزارت ارتباطات اعلام کرد که تصمیم محدودسازی دسترسی به اینترنت در مراجع امنیتی اتخاذ شده و این وزارتخانه نقشی در اصل تصمیم نداشته است. با این حال، زمان اجرا و نحوه هماهنگی اپراتورها به یکی از محورهای اصلی انتقادها تبدیل شد.
امیرحسین ثابتی، نماینده تهران در مجلس، سهشنبه ۳۰ دیماه اعلام کرد بر اساس توضیحات دبیر شورای عالی امنیت ملی، قرار بوده اینترنت بینالملل از ساعت ۴ بعدازظهر پنجشنبه ۱۸ دی قطع شود، اما اجرای این تصمیم با چند ساعت تأخیر و حوالی ساعت ۱۰ یا ۱۱ شب انجام شده است.
او این تأخیر را عامل بروز ناهماهنگی در ادامه محدودیتها دانست؛ ناهماهنگیای که به گفته او دامنه قطعیها را فراتر از اینترنت بینالملل برد و حتی برخی پیامرسانهای داخلی را نیز از دسترس خارج کرد.
همزمان با طرح این توضیحات، خبر تغییر مدیرعامل ایرانسل نیز منتشر شد؛ تغییری که توجهها را به عملکرد اپراتورها در ساعات ابتدایی اجرای محدودیتها جلب کرد.
در همین فضا، برخی رسانهها گزارش دادند ایرانسل در روز ۱۸ دی در اجرای ابلاغیههای مربوط به قطع اینترنت با تأخیر عمل کرده است. خبرگزاری فارس در گزارشی که بعداً حذف شد، این تأخیر را نوعی تمرد از سیاستهای ابلاغی توصیف کرده بود. روابط عمومی ایرانسل اما تغییر مدیریت را در چارچوب جابهجاییهای سازمانی دانست و ارتباط آن با قطعی اینترنت را تأیید نکرد.
بازگشت قطرهچکانی ارتباطات
پس از یک هفته خاموشی تقریباً کامل، بازگشت خدمات ارتباطی بهصورت مرحلهای آغاز شد؛ مرحلهای، ناپایدار و پر از ابهام.
• ۲۳ دیماه: امکان تماس از مبدا ایران به خارج از کشور از طریق خطوط همراه برقرار شد؛ یک روز بعد تماس از خطوط ثابت هم اضافه شد، اما تماس از خارج به داخل همچنان مسدود بود.
• ۲۷ دیماه: ارسال پیامک پس از حدود ۸ روز فعال شد. دریافت پیامک در ساعات ابتدایی با اختلال همراه بود، اما بهتدریج پایدار شد.
• ۲۷ و ۲۸ دیماه: امکان ارسال پیام شخصی در برخی پیامرسانهای داخلی فعال شد؛ هرچند ارسال فایل و پیامهای گروهی همچنان محدود بود.
• ۲۸ دیماه: امکان جستوجو در گوگل برای برخی کاربران فراهم شد؛ جستوجویی که به وبسایتها ختم نمیشد و بیشتر شبیه یک ویترین بدون در بود.
در این میان، گزارشهایی از اتصال کوتاهمدت اینترنت بینالملل برای برخی کاربران در روز شنبه ۴ بهمنماه منتشر شد؛ اتصالی که کمتر از ۳۰ دقیقه ادامه داشت و پس از آن مجددا اینترنت جهانی از دسترس خارج شد.
دادههای کلادفلر و رادار ابرآروان نیز نشان میدادند اینترنت به برخی دیتاسنترها و اپراتورها وصل شده، اما این اتصال پایدار نیست.
وعدههایی که یکی پس از دیگری عقب افتاد
در طول این ۱۹ روز، وعدههای متعددی درباره زمان بازگشت اینترنت مطرح شد: «تا فردا»، «تا آخر هفته»، «تا شنبه»، «بهزودی». تا لحظه نگارش این گزارش، اینترنت بینالملل همچنان بهصورت ناپایدار، منطقهای و تبعیضآمیز در دسترس است.
اینترنت طبقاتی؛ اتصال برای برخی، انتظار برای همه
در میانه این بحران، مفهوم «اینترنت طبقاتی» بیش از همیشه به بحث عمومی تبدیل شد. گزارشها نشان میداد برخی دانشگاهها، دیتاسنترها، نهادهای دولتی و کسبوکارهایی که IP خود را در اختیار دولت قرار دادهاند، زودتر به اینترنت بینالملل متصل شدهاند.
در همین راستا، فرشید شکرخدایی، رئیس کمیسیون سرمایهگذاری اتاق ایران، اعلام کرد اینترنت تجار بهطور کامل وصل نشده و آنها تنها با حضور فیزیکی در محل اتاقهای بازرگانی میتوانند از چند سیستم محدود برای ارسال و دریافت ایمیل استفاده کنند؛ وضعیتی که عملاً امکان اداره کسبوکار را از راه دور سلب میکرد.

بازار سیاه اینترنت؛ وقتی «اتصال» کالای لوکس میشود
همزمان با تداوم محدودیتها، نشانههای شکلگیری یک بازار سیاه گسترده نمایان شد. فروش کانفیگهای VPN با قیمتهایی تا ۱۵ میلیون تومان، خرید و فروش سیمکارتهای خارجی با قیمتهایی تا ۳۰ میلیون تومان و معاملات پرریسک تجهیزات استارلینک، تصویری از بازاری غیررسمی و نابرابر را ترسیم کرد.
عبدالرضا داوری، فعال رسانهای، این وضعیت را نشانه شکلگیری یک بازار سیاه پیچیده دانست؛ بازاری که نهتنها امنیت کاربران را تهدید میکند، بلکه شکاف دسترسی را عمیقتر میسازد.
اسنپ؛ نمونهای از خسارت در مقیاس ملی
در ۳۰ دیماه، گروه اسنپ با انتشار بیانیهای هشدار داد که بیش از یک دهه سرمایهگذاری این شرکت در معرض نابودی قرار گرفته است. اسنپ اعلام کرد توسعه تمامی بخشهایش متوقف شده و کاهش ۸۰ درصدی درخواستها و افت روزانه ۵۰۰ میلیارد تومان فروش در سوپراپ، تنها بخشی از تبعات این قطعی است.
شکاف در روایتها؛ وقتی عددها هم قطع میشوند
یکی از مهمترین پیامدهای ۱۹ روز قطعی اینترنت، نه فقط خاموشی شبکه که چندپارگی روایت رسمی درباره ابعاد خسارت بود. در حالی که کسبوکارها از زمینگیر شدن کامل میگفتند، مقامات دولتی و صنفی اعداد کاملاً متفاوتی را روی میز میگذاشتند؛ اعدادی که فاصلهشان گاهی به چند هزار میلیارد تومان در روز میرسید.
از ۴۰۰ میلیارد تا ۵ هزار میلیارد تومان در روز
مرور مواضع رسمی نشان میدهد حتی در بدنه دولت و نهادهای مرتبط با اقتصاد دیجیتال، اجماع مشخصی درباره میزان خسارت وجود نداشت:
• ۲۸ دیماه | احسان چیتساز، معاون سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات، خسارت روزانه ناشی از اختلال اینترنت را بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان برآورد کرد؛ رقمی که عمدتاً به کسبوکارهای آنلاین و خدمات دیجیتال مستقیم اشاره داشت.
• ۲۹ دیماه | رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی، با استناد به گزارش وزارت ارتباطات عددی کاملاً متفاوت را مطرح کرد: «به دلیل قطع اینترنت، روزانه حدود ۳.۸ هزار میلیارد تومان ضرر و زیان به اقتصاد دیجیتال وارد شده است.»
• ۱ بهمن | ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، در جلسه نظارتی کمیسیون صنایع مجلس، دامنه خسارت را باز هم بالاتر برد و اعلام کرد: «قطع اینترنت روزانه ۵ هزار میلیارد تومان به کسبوکارها خسارت میزند.»
• ۴ بهمن | علی حکیمجوادی، رئیس سازمان نظام صنفی رایانهای کشور، برآوردی میانه ارائه داد و گفت: «اثر اقتصادی قطع اینترنت بهصورت مستقیم، روزانه بین ۲ تا ۳ هزار میلیارد تومان است.»
با وجود اختلاف فاحش در برآورد خسارتها و تأثیر گسترده قطعی اینترنت بر کسبوکارها، بودجه پیشنهادی سال آینده برای وزارت ارتباطات و اقتصاد دیجیتال، در مقایسه با ضررهای روزانه ناشی از این اختلال، عملاً معنای حمایتی و جبرانکننده ندارد.
رقم ۳۰.۲ همت بودجه، در حالی که روزانه هزاران میلیارد تومان به اقتصاد دیجیتال خسارت وارد میشود، بیشتر شبیه یک شوخی است تا ابزار واقعی برای افزایش تابآوری زیرساختها و حفاظت از کسبوکارهای آنلاین.
این واقعیت، پرسش جدی درباره اولویتبندی و تصمیمگیری در اقتصاد دیجیتال ایران مطرح میکند و نشان میدهد که بدون مدلهای شفاف ارزیابی خسارت و برنامههای عملیاتی، سرمایهگذاریهای فعلی ممکن است به هیچ وجه اثرگذار نباشند.
تفکیک خسارت؛ هسته دیجیتال در برابر اقتصاد کلان
این شکاف آماری سرانجام در ۶ بهمنماه با توضیحی تفکیکی از سوی وزیر ارتباطات شفافتر شد؛ توضیحی که نشان میداد بخش بزرگی از اختلاف اعداد، به تفاوت در دامنه محاسبه برمیگردد.
وزیر ارتباطات در جلسه مشترک با معاون علمی رئیسجمهور اعلام کرد: «خسارت روزانه قطعی اینترنت به هسته اقتصاد دیجیتال حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده که عمدتاً به اپراتورها و بخش شبکهای مربوط است. خسارت روزانه به اقتصاد کلان حدود ۵ هزار میلیارد تومان است که لایههای دوم و سوم اقتصاد دیجیتال را نیز شامل میشود.»
بهعبارت دیگر، عددهای کوچکتر به لایه اول اقتصاد دیجیتال (اپراتورها، دیتاسنترها، پلتفرمهای زیرساختی) اشاره دارند و اعداد بزرگتر، خسارتهای زنجیرهای در صنایعی را در نظر میگیرند که وابسته به اینترنت هستند: از حملونقل و خردهفروشی گرفته تا آموزش، تبلیغات، صادرات خدمات و فریلنسری.
تابآوری محدود؛ وقتی ۲۰ روز مرز فروپاشی است
در همان جلسه، وزیر ارتباطات به نکتهای کلیدی اشاره کرد که عمق بحران را روشنتر میکند: «برآوردها نشان میدهد میانگین تابآوری شرکتها و کسبوکارهای اینترنتی حدود ۲۰ روز است.»
این عدد، دقیقاً همپوشان با مدت قطعی اینترنت است. به بیان ساده، بسیاری از کسبوکارهای دیجیتال ایران، در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفتند؛ نه بهدلیل ضعف مدل کسبوکار، بلکه بهخاطر قطع یک زیرساخت حیاتی.
او همچنین به ابعاد اشتغال اشاره کرد: «حدود ۱۰ میلیون نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم در حوزه اقتصاد دیجیتال اشتغال دارند.»
این عدد، نشان میدهد قطعی اینترنت صرفاً مسئله استارتاپها یا شرکتهای فناوری نیست؛ بلکه امنیت شغلی میلیونها نفر را تحتتأثیر قرار داده است.
فریلنسرها؛ قربانیان نامرئی قطعی اینترنت
یکی از لایههای کمتر دیدهشده این بحران، فریلنسرها بودند؛ گروهی که نه کارفرمای مشخص دارند و نه چتر حمایتی.
وزیر ارتباطات در همین جلسه به شکاف آماری معناداری اشاره کرد: «آمار ثبتشده حدود دو هزار فعال فریلنسری را نشان میدهد، اما این عدد با واقعیت میدانی فاصله دارد.»
در عمل، دهها هزار فریلنسر فعال در حوزههایی مانند برنامهنویسی، طراحی، تولید محتوا، ترجمه و خدمات دیجیتال بینالمللی، در این ۱۹ روز بهطور کامل از بازار جهانی حذف شدند؛ بدون امکان ثبت خسارت، دریافت حمایت یا حتی دیدهشدن در آمار رسمی.
آنچه از کنار هم گذاشتن این روایتها بهدست میآید، یک واقعیت نگرانکننده است: اقتصاد دیجیتال ایران نهتنها در برابر قطعی اینترنت آسیبپذیر است، بلکه حتی ابزار دقیق و مورد اجماعی برای اندازهگیری این آسیب ندارد.
وقتی عدد خسارت روزانه میتواند از ۴۰۰ میلیارد تا ۵ هزار میلیارد تومان متغیر باشد، یعنی هنوز تصویر روشنی از وزن واقعی اقتصاد دیجیتال در تصمیمگیریهای کلان وجود ندارد و همین ابهام، خود به یکی از ریشههای تکرار بحران تبدیل شده است.
اینترنت سفید؛ راهحل یا تهدید؟
در ۵ بهمنماه، احسان چیتساز صریحتر از همیشه گفت که راهکارهایی مانند اینترنت طبقاتی و اینترنت سفید، نهتنها مسئله را حل نمیکنند، بلکه میتوانند به تهدیدی برای امنیت ملی تبدیل شوند. به گفته او، تبدیل رویکردهای اضطراری به سیاست دائمی، مردم را به سمت ابزارهای جایگزین سوق میدهد و در نهایت اثربخشی کنترل را از بین میبرد.
او تأکید کرد که بدون ارتباطات پایدار، مفاهیمی مانند هوش مصنوعی، هوشمندسازی و رشد اقتصاد دیجیتال عملاً بیمعناست.
دیگر چیزی از اقتصاد دیجیتال ایران باقی نمانده است…
قطعی بیش از دو هفته اینترنت نشان داد که این سرویس دیگر یک ابزار لوکس یا جانبی نیست؛ اینترنت امروز شاهرگ حیاتی اقتصاد، معیشت و اعتماد اجتماعی محسوب میشود. تصمیمهایی که بدون شفافیت، زمانبندی دقیق و ارزیابی اقتصادی گرفته میشوند، میتوانند هزینهای بسیار فراتر از بحران اولیه تحمیل کنند و زنجیرهای از اثرات غیرقابل جبران را در پی داشته باشند.
آنچه امروز تحت عنوان «اتصال اینترنت بینالملل» تجربه میشود، نه اتصال واقعی است و نه قطع کامل؛ کاربران تنها برای دقایقی کوتاه و با مشقت فراوان به شبکه جهانی دسترسی دارند و هر لحظه امکان بازگشت به خاموشی کامل وجود دارد. وعدهها بینتیجه مانده و ابهامها ادامه دارد. سایه اینترنت طبقاتی در افق اقتصاد دیجیتال پدیدار شده و این احتمال وجود دارد که این بحران، آغاز یک آزمایش بزرگ برای تقسیمبندی دسترسیها باشد.
شاید تلخترین واقعیت این باشد که در سال ۲۰۲۶، در دنیای پیشرفته دیجیتال، کاربران هنوز به ابتداییترین نیاز خود دسترسی پایدار و امن به اینترنت دست نیافتهاند. این وضعیت نه تنها نشانهای از پسرفت فناوری است، بلکه هشداری جدی برای اقتصاد، کسبوکارهای دیجیتال و زندگی روزمره میلیونها نفر به شمار میرود؛ هشداری که نمیتوان و نباید نادیده گرفته شود.






دیدگاهتان را بنویسید